Skip to content
Shift.campShift.camp
Shift.campShift.camp
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
    • اصطلاح‌شناسی کوچینگ
    • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z
  • کمپ‌ها
    • رهایی
    • راه‌نامه‌ی کوچ بودن
    • برندسازی شخصی (آفلاین)
    • نقطه‌ی اصالت | A spot (آفلاین)
  • محصولات
  • درباره‌ی ما
    • درباره‌ی شیفت کمپ
    • تیم شیفت کمپ
    • درباره‌ی آی‌سان بنی‌هاشمی
    • درباره‌ی حمید حکاکی
    • خیریه‌ی شیفت
    • تماس با ما
  • ورود / عضویت
  • 0
    • هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

      بازگشت به فروشگاه

  • 0
    سبد خرید

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

    بازگشت به فروشگاه

واژه‌نامه‌ی کوچینگ

1
  • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z

اصطلاح‌شناسی کوچینگ

79
  • حرف A
    • Accountability | پاسخگویی
    • Agreement | توافق‌نامه
    • Analogy | قیاس
    • Autonomy | خودگردانی
  • حرف B
    • Belief | باور
    • Bias | سوگیری
    • Body Language | زبان بدن
  • حرف C
    • Challenge | چالش
    • Client | مُراجع
    • Client Systems | سیستم‌های مراجع
    • Coach | کوچ
    • Coach Supervisor | سوپروایزرِ کوچ
    • Coachee | کُوچی
    • Coaching | کوچینگ
    • Coaching Agreement | توافق‌نامه‌ی کوچینگ
    • Coaching Approach | رویکرد کوچینگ
    • Coaching Engagement | تعاملِ کوچینگ
    • Coaching Philosophy | فلسفه‌ی کوچینگ
    • Coaching Platform | پلتفرم کوچینگ
    • Coaching Provider | ارائه‌دهنده‌ی کوچینگ
    • Coaching Relationship | رابطه‌ی کوچینگ
    • Coaching Supervision | سوپرویژنِ کوچینگ
    • Code | آیین‌نامه
    • Code of Ethics | آیین‌نامه‌ی اخلاقیات
    • Conflict of Interest | تعارض منافع
    • Confidentiality | رازداری
    • Context | بستر
    • Core Competencies | شایستگی‌های اصلی
    • Culture | فرهنگ
  • حرف E
    • Empathy | همدلی
    • Energy Shifts | جابه‌جایی‌های انرژی
    • Environment | محیط
    • Equality | برابری
    • Ethics | اخلاقیات‌
    • Experience | تجربه
    • External Coach | کوچ خارج‌سازمان
  • حرف G
    • Grounded | باثبات
    • Group Coaching | کوچینگ گروهی
  • حرف H
    • Helping Professions | حرفه‌های یاری‌رسان
  • حرف I
    • ICF Assessor | ارزیاب ICF
    • ICF Certified | گواهی‌شده توسط/مورد تأیید ICF
    • ICF Credential | اعتبارنامه‌ی ICF
    • Identity | هویت
    • Insight | بینش
    • Intellectual Property | مالکیت فکری
    • Internal Coach | کوچ داخل‌سازمان
  • حرف K
    • Knowledge | دانش
  • حرف L
    • Legal | قانونی
  • حرف M
    • Manage One’s Emotions | مدیریت هیجانات خود
    • Measure of Success | معیار موفقیت
    • Mentor Coach | منتور کوچ
    • Metaphor | استعاره
  • حرف O
    • Observations | مشاهده‌گری / مشاهدات
  • حرف P
    • Partnering | مشارکت
    • Perception | ادراک
    • Powerful Questioning | پرسش‌گریِ پرتوان‌
    • Presence | حضور
    • Progress | پیش‌رفت
  • حرف R
    • Reflect | بازتاب دادن/بازتاب‌اندیشی کردن
    • Reflective Practice | رویه‌ی بازتاب‌اندیشانه
    • Reframing Perspective | بازچارچوب‌بندی دیدگاه
  • حرف S
    • Session | جلسه
    • Sponsor | حامی
    • Stakeholder | ذی‌نفع
    • Strong Client Emotion | هیجان قوی مراجع
    • Style | سَبْک
    • Success | موفقیت
    • Supervisee | سوپروایزی
    • Supervision | سوپرویژن
    • Supervisor | سوپروایزر
    • Support Professions | حرفه‌های حمایتی
    • Systemic Equality | برابری سیستمی
    • Systemic Oppression | ستم سیستمی
  • حرف T
    • Team Coaching | کوچینگ تیمی
    • Technology | فنّاوری
  • حرف V
    • Value | ارزش
  • حرف W
    • Well-Being | به-بودن
    • Without Attachment | بدون وابستگی
    • Worldview | جهان‌بینی

کسب‌وکارِ کوچینگ

1
  • نیچِ کوچینگ
    • نیچ در کوچینگ چیست؟
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی شیفت
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
  • کسب‌وکارِ کوچینگ
  • نیچِ کوچینگ
  • نیچ در کوچینگ چیست؟
مشاهده دسته‌ها

نیچ در کوچینگ چیست؟

وقتی فعالیت حرفه‌ای خود را با جمله‌ی «من کوچ هستم» معرفی می‌کنیم، معمولاً هنوز پرسش‌هایی برای مخاطب باقی می‌ماند. کسی که با کوچینگ آشنا نیست، ممکن است نداند دقیقاً چه کاری انجام می‌دهیم. حتی کسی که کوچینگ را می‌شناسد، لزوماً متوجه نمی‌شود خدمات ما برای چه کسانی مناسب است و دربارهٔ چه موضوعاتی می‌تواند با ما کار کند.

البته توضیح اینکه «کوچینگ چیست» با روشن‌کردن اینکه «ما در کوچینگ بر چه چیزی تمرکز داریم» یکسان نیست. بحث نیچ بیشتر به پرسش دوم مربوط می‌شود؛ پرسشی که برای خودمان هم مطرح است: از میان مخاطبان و موضوعات گوناگون، می‌خواهیم کجا تمرکز کنیم؟

بحث «نیچ» از همین‌جا آغاز می‌شود: روشن‌کردن تمرکز فعالیت و نسبت آن با نیاز مخاطب. بااین‌حال، نیچ در منابع کوچینگ و بازاریابی تعریف یکسانی ندارد. بعضی نویسندگان آن را گروه مخاطبان می‌دانند، برخی بر خدمت مشخص تأکید می‌کنند و بعضی دامنهٔ گسترده‌تری برای آن در نظر می‌گیرند. بنابراین، ابتدا روشن می‌کنیم این واژه در دانش‌کده‌ی کوچینگ شیفت [ CKH ] به چه معنایی به کار می‌رود.

تعریف نیچ در کوچینگ #


در دانش‌کده‌ی شیفت، نیچِ کوچینگ را ترکیب «مخاطب مشخص» و «موضوع مشخص» می‌دانیم:

نیچِ کوچینگ = مخاطب × موضوع

به عبارت بسیار کوتاه‌؛

نیچِ کوچینگ = با چه کسی و روی چه موضوعی کار می‌کنیم؟

«مخاطب» فرد یا گروهی است که خدمت برای او طراحی و معرفی می‌شود. «موضوع» نیز چیزی است که مخاطب می‌خواهد در فرایند کوچینگ روی آن کار کند؛ یک مسئله، هدف، چالش، زمینهٔ رشد یا امکان تازه. تصمیم‌گیری شغلی، پذیرفتن مسئولیت مدیریتی و بازتنظیم مرزهای کار و زندگی، نمونه‌هایی از موضوع کارند.
برای مثال: «کار با مدیرانی که برای نخستین بار مسئولیت هدایت یک تیم را پذیرفته‌اند و می‌خواهند توانایی تفویض اختیار خود را توسعه دهند.».

علامت ضرب در این تعریف (مخاطب × موضوع)، معنای ریاضی ندارد؛ تأکید می‌کند که این دو مؤلفه باید در ارتباط با یکدیگر فهمیده شوند. موضوعی مانند «تغییر مسیر شغل» برای یک تازه‌فارغ‌التحصیل، یک مدیر باسابقه و کسی که پس از چند سال وقفه به کار بازمی‌گردد، زمینه‌ها و نیازهای یکسانی ندارد.

این، تعریف عملیاتی شیفت برای روشن‌کردن تمرکز فعالیت است؛ نه تعریفی که همهٔ منابع بر سر آن توافق داشته باشند.

از معنای لغوی تا کاربرد حرفه‌ای #

واژه‌ی niche در فرهنگ لغت کمبریج (Cambridge Dictionary) در کاربردهای مختلف به فرورفتگی یا طاقچه‌ی دیوار، جایگاه متناسب با فرد و در بوم‌شناسی به «کنام» اشاره می‌کند. در بازاریابی نیز از آن برای توصیف بخشی مشخص از بازار با نیازها یا ویژگی‌های متمایز استفاده می‌شود.

این معناها تصویر مفیدی به دست می‌دهند: جایگاهی مشخص که می‌توانیم در آن نقشی روشن و متناسب داشته باشیم. در کوچینگ، این تصویر به ما کمک می‌کند درباره‌ی تناسب میان توانمندی‌ها و علایق خود، مخاطبان و نیازهای آن‌ها فکر کنیم. البته این تصویر لغوی، به‌تنهایی تعریف حرفه‌ای نیچ را تعیین نمی‌کند.
کاربرد نیچ در کوچینگ پیوند نزدیکی با بازاریابی و توسعه‌ی کسب‌وکار دارد: کوچ می‌خواهد روشن کند خدماتش برای چه کسانی مناسب است و چه تمرکزی آن را از خدمات دیگر متمایز می‌کند. این کاربرد به معنای کنارگذاشتن واژه‌ی «تخصص» نیست. در منابع کوچینگ، هر دو اصطلاح به کار می‌روند، اما همیشه معنای یکسانی ندارند.
در منابع فارسی بازاریابی، معادل‌هایی مانند «جاویژهٔ بازار»، «گوشهٔ بازار» و «کنج بازار» نیز دیده می‌شود. در ادبیات دانش‌کدهٔ شیفت، واژهٔ «نیچ» را نگه می‌داریم و معنای موردنظرمان را توضیح می‌دهیم؛ زیرا این معادل‌ها در همهٔ کاربردهای کوچینگ، جایگزین روشنی برای آن نیستند.


واژه: Niche
نوع واژه: noun
[countable] | اسم [قابل‌شمارش]
نوع واژه: verb [Transitive verb – Intransitive verb] | فعل [فعل متعدی – فعل لازم]

تعاریف نیچِ کوچینگ در منابع #

مرور منابع نشان می‌دهد نویسندگان، مؤلفه‌های متفاوتی را در تعریف نیچ برجسته می‌کنند. این تفاوت‌ها را نباید لزوماً مراحل تکامل یک تعریف واحد دانست؛ گاهی با کاربردهای متفاوت یک واژه روبه‌رو هستیم.

دکتر ویکی براک (Vikki Brock) با نگاهی تاریخی، نیچ را پیش از هر چیز ابزاری برای بازاریابی می‌داند که ریشه در پیشینه حرفه‌ای کوچ‌ها دارد. او می‌نویسد:

دکتر ویکی براک (Vikki Brock) در کتاب Sourcebook of Coaching History

«بسیاری از نیچ‌ها و تخصص‌های کوچینگ که عمدتاً برای اهداف بازاریابی استفاده می‌شوند، از رشته‌های ریشه‌ای و پیشینه‌ی حرفه‌ای متخصصان این حوزه نشأت می‌گیرند.» … «تخصص‌های کسب‌وکار بر اساس مراجعین، نقش مراجع، موقعیتی که کوچینگ برای آن انجام می‌شود و تمرکز کوچینگ دسته‌بندی می‌شوند.»

EN

“Primarily used for purposes of marketing, many of coaching’s niches and specialties arise from practitioner legacy disciplines.” “The business specialties are categorized by the clientele, the client’s role, the situation being coached and the focus of the coaching.”

این دیدگاه نشان می‌دهد که نیچ‌ها پیش از آنکه تعاریف پیچیده‌ای پیدا کنند، امتداد طبیعی مهارت‌ها، تجربیات گذشته و دیسیپلین‌های ریشه‌ای (Legacy disciplines) خودِ کوچ بوده‌اند.

مایکل پورت (Michael Port) میان «بازار هدف» و «نیچ» تمایزی بنیادین قائل می‌شود. از نگاه او، بازار هدف به بُعد انسانی (مخاطب) اشاره دارد و نیچ به بُعد خدماتی (تخصص). او می‌نویسد:

مایکل پورت (Michael Port) در کتاب Book Yourself Solid

«بازار هدف شما گروهی از افرادی است که به آن‌ها خدمت می‌کنید، و نیچ شما خدمت تخصصی است که ارائه آن به بازار هدف خود را بر عهده می‌گیرید.»

EN

“Your target market is the group of people you serve, and your niche is the service you specialize in offering to your target market.”

بنابراین در این کاربرد، تأکید نیچ کاملاً بر خدمت تخصصی ارائه‌شده است.

لین گرودزکی و وندی آلن (Lynn Grodzki & Wendy Allen)، تعریفی کاملاً وارونه ارائه می‌دهند. آن‌ها تخصص (Specialty) را پاسخ به پرسش «چه کاری انجام می‌دهید؟» و نیچ را پاسخ به پرسش «برای چه کسانی؟» می‌دانند:

لین گرودزکی و وندی آلن (Lynn Grodzki & Wendy Allen) در کتاب The Business and Practice of Coaching

«تخصص شما «چه چیزیِ» دقیق در رویه کوچینگ شماست… نیچ شما «چه کسیِ» محدود در حوزه کوچینگ شماست.»

EN

“Your specialty is the precise what of your coaching practice… Your niche is the narrow who of your coaching practice”

بر این اساس، آنچه در تعریف مایکل پورت «بازار هدف» نامیده می‌شود، به معنای «نیچ» در نگاه این نویسنده بسیار نزدیک‌تر است.

هانا مک‌نامارا (Hannah McNamara) میان نیچ در مقام «نوع و تخصص کوچینگ» و نیچ به معنای «مخاطب بازاریابی» تفاوت قائل می‌شود. او بازاریابی نیچ را چنین تعریف می‌کند:

هانا مک‌نامارا (Hannah McNamara) در کتاب Niche Marketing for Coaches

«بازاریابی نیچ عبارت است از هدف‌گیری بازاریابی به سمت گروه مشخصی از افراد که وجه اشتراکی با یکدیگر دارند—چیزی فراتر از موضوعی که ممکن است بخواهند درباره آن کوچ شوند.»

EN

“Niche marketing is aiming your marketing at a specific group of people who have something in common — something more than what they might want to be coached on.”

این تمایز یادآوری می‌کند که صرفِ مشخص کردن موضوع (مانند کوچینگ روابط)، مخاطب را روشن نمی‌کند و باید مشخص شود که این مخاطبان دقیقاً چه ویژگی یا موقعیت مشترکی با یکدیگر دارند.

سی. جی. هیدن(C.J. Hayden) نگاهی ترکیبی به این مفهوم دارند. آن‌ها افراد و سازمان‌ها را در کنار اهداف و مسائل قرار می‌دهند و بر شناخت موانع مشترک تأکید می‌کنند:

سی. جی. هیدن(C.J. Hayden) در کتاب !Get Clients Now

«تعریف نیچ بازار شما، افراد، سازمان‌ها، اهداف و مسائلی را که کسب‌وکار شما اساساً برای خدمت به آن‌ها طراحی شده است، شناسایی می‌کند.»

EN

“Your market niche definition identifies the people, organizations, goals, and problems that your business is primarily designed to serve.”

البته باید در نظر داشت که موضوع کوچینگ صرفاً به رنج و مشکل محدود نمی‌شود؛ بلکه توسعه توانمندی‌ها، پیگیری یک خواسته یا خلق امکان‌های تازه نیز بخش مهمی از موضوع کار است.

یانیک جیکوب (Yannick Jacob) جامع‌ترین و منعطف‌ترین نگاه را به این مفهوم دارد. او مبنای نیچ را از مخاطب و مسئله فراتر برده و می‌نویسد:

یانیک جیکوب (Yannick Jacob) در کتاب An Introduction to Existential Coaching

«یک نیچ، با این حال، فراتر از افرادی که خدمات شما برای آن‌هاست، می‌تواند مسئله خاصی باشد که حل می‌کنید (مثلاً پیشگیری از بحران وجودی، خروج از بن‌بست در مسیر شغلی یا پر کردن احساس خلأ در زندگی) یا نتایجی که خلق می‌کنید (تاب‌آوری وجودی، شجاعانه زیستن یا واقعی ماندن)، خدمت، فرآیند یا تجربه‌ای که ارائه می‌دهید (کوچینگ وجودی هنوز یک نیچ بسیار کوچک است)، یا صرفاً خودِ شما به عنوان یک فرد باشد.»

EN

“A niche, however, beyond the people that your service is for, can also be the particular problem that you are solving (e.g. existential crisis pre-vention, getting unstuck in your career or filling a feeling of emptiness in life) or the outcomes you create (existential resilience, living coura-geously or keeping it real), the service, process or experience that you are providing (existential coaching is still a very small niche), or simply you as an person…”

بنابراین، در نگاه او، یک رویکرد متمایز، یک فرآیند خاص یا حتی برند و شخصیت خود کوچ نیز می‌تواند نقطه ثقل و مبنای شکل‌گیری نیچ باشد.

تعریف دانش‌کده‌ی شیفت قرار نیست این تفاوت‌ها را از میان بردارد. ما برای روشن‌کردن تمرکز فعالیت، مخاطب و موضوع را نقطه‌ی شروع قرار می‌دهیم؛ سپس رویکرد، شکل خدمت و ویژگی‌های متمایز آن را بررسی می‌کنیم.

شش مفهومی که باید از هم تمایز داشته باشند #

مفهومپرسش اصلیجنسمثالکوچ می‌تواند ادعایش کند؟
نیچ (Niche)به چه کسی، روی چه موضوعی خدمت می‌کنیم؟بیرونی؛ بازارمدیران ارشد استارتاپ‌ها در فاز رشدبله
رویکرد (Approach)با چه لنز و فلسفه‌ای کوچ می‌کنیم؟درونی؛ فلسفهکوچینگ ICF، اگزیستانسیال، تحولبله
سَبک (Style)با چه شکل و حضوری کار می‌کنیم؟درونی؛ شیوه‌ی حضورفردی یا گروهی؛ همراه با آموزش و منتورینگ؛ چالشگر یا آرامبله
خبرگی (Expertise)چه عمق دانشی پشت کار ماست؟درونی؛ محتواییپویایی‌های قدرت، هوش هیجانیبله
تبحر (Proficiency)با چه کیفیت و سطحی اجرا می‌کنیم؟درونی؛ فرایندیجلسه در سطح شایستگی‌های PCCبله
رشته‌ی تخصصی (Specialty)رشته‌ی دانشگاهی یا بورد بالینی ما چیست؟معمولا قانونی و بالینیروان‌پزشکی، روان‌شناسی بالینیبله، نیاز به صلاحیت رسمی

روان‌شناس می‌تواند بگوید «تخصص من روان‌شناسی اگزیستانسیال است» (I specialize in existential psychology). کوچ بهتر است بگوید «رویکرد محوری من کوچینگ اگزیستانسیال است» (My core approach is existential coaching).

این فقط دقت واژگانی نیست. اگر در توافق‌نامه یا معرفی‌مان خودمان را «متخصص» حوزه‌ای بدانیم، همان جمله می‌تواند در مسائل بحرانی پیامد حقوقی داشته باشد. کدهای اخلاقی نهادهای حرفه‌ای کوچینگ، مانند کد اخلاقی ICF و کد اخلاقی جهانی (Global Code of Ethics) که EMCC و AC به آن پایبندند، هم از کوچ می‌خواهند صلاحیت‌ها، خبرگی و اعتبارنامه‌هایش (Credentials) را دقیق بازنمایی کند.

نیچ را نباید جایگزین تخصص دانست. در منابع کوچینگ، هر دو اصطلاح به کار می‌روند و «تخصص» نیز همیشه به معنای یک مدرک دانشگاهی یا صلاحیت رسمی نیست؛ گاهی به حوزه‌ی تمرکز، مهارت یا خدمت مشخص اشاره دارد. به همین دلیل، باید میان انتخاب حوزه‌ی تمرکز، داشتن خبرگی واقعی و برخورداری از صلاحیت رسمی تفاوت بگذاریم.

نام‌گذاری یک نیچ، به‌خودی‌خود صلاحیت ایجاد نمی‌کند. اگر کار با مخاطبی به دانش، آموزش یا همکاری حرفه‌ای بیشتری نیاز دارد، انتخاب آن مخاطب مسئولیت ما را در شناخت محدودیت‌ها و ارجاع مناسب کاهش نمی‌دهد.

دو نکته‌ی مهم درباره‌ی نیچِ کوچینگ #

نیچ لزوماً عنوان حرفه‌ای یک کوچ نیست. «کوچ اگزیستانسیال»، «بیزینس کوچ» و «کوچ راهبران» هر سه می‌توانند عنوان‌های حرفه‌ای یک کوچ باشند. اولی به رویکرد، دومی به موضوع جلسات و سومی به مخاطبان هدف اشاره دارند. نیچ بیانیه‌ای است از مختصات دنیای تخصصی‌ای که در آن کار می‌کنیم، با همه‌ی عناصر مهمش و هر سه‌ عنوان ذکرد شده، می‌تواند در بیانیه‌ی نیچ یک کوچ بیاید، مثلا «من بیزینس کوچ راهبران سازمان‌ها با رویکرد اگزیستانسیال هستم …».

این بیانیه‌ی نیچ هنوز جای کامل‌تر شدن دارد، مثلا هنوز موضوع مشخصی که کوچ با مراجع روی آن کار می‌کند را روشن نمی‌کند، آیا تمرکز بر تصمیم‌های دشوار است، مواجهه با مسئولیت، یا بازاندیشی درباره‌ی معنا و جهت فعالیت حرفه‌ای؟

عنوانی مانند «کوچ راهبران» ممکن است برای معرفی اولیه مفید باشد (که البته نیست!)، اما جای تعریف دقیق‌تر فعالیت را نمی‌گیرد.

نیچ تعهد مادام‌العمر یک کوچ نیست. نیچِ کوچینگ فرضیه‌ای (Hypothesis) است که با آن فعالیت حرفه‌ای را شروع می‌کنیم یا ادامه می‌دهیم و در میدان می‌آزماییم. در بازاریابی نیز کار کردن به صورت نیچ (یک بازار محدود و خلوت) هم می‌تواند استراتژی همیشگی یک فرد باشد و هم می‌تواند به عنوان استراتژی ورود به بازار استفاده شود. مهم این است که اولین نیچ انتخاب یا خلق شود و مسیر حرفه‌ای کوچینگ به‌صورت متمرکز‌تر آغاز شود.

چرا انتخاب نیچ مهم است (انتخاب یا خلق) #


کوچی که نیچ ندارد، همانند شناگری است در دریایی با بی‌نهایت امکان: شنا می‌کند، اما نمی‌داند به کدام سمت برود و به کجا می‌خواهد برسد، انرژی خود را می‌خواهد برای کدام هدف یا مقصود متمرکز کند.

نیچ همانند یک سیبل تیراندازی است؛ تا سیبلی نباشد، نشانه‌گیری و قلق‌گیری هم معنا ندارد.

و نیچ شبیه یک لیزر ۱۰۰ واتی است که فلز را می‌برد اما یک لامپ ۱۰۰ وات تنها می‌تواند اتاق را روشن کند. انرژی هر دو یکی است؛ هردو درجای خود کاربرد دارند، تفاوتشان تمرکز است و البته میزان ارزش‌مندی در ذهن مخاطب که باعث تفاوت قیمت بسیاری هم می‌شود، لازم نیست قیمت یک لامپ ۱۰۰ وات و یک لیزر ۱۰۰ وات با قابلیت برش فلز را جست‌وجو کنیم. همچنین بیشتر ما کوچ‌ها انرژی، زمان و بودجه‌ی محدودی داریم و این تمرکز به ما توان‌مندی اثرگذاری بیشتری می‌دهد.

یک سناریو #

تصور کنید دو مطب کنار هم هستند. یکی متخصص قلب است با ویزیت ۵۰۰ هزار تومان. دیگری متخصص قلبی است که فقط با ورزشکاران دونده‌ کار می‌کند، با ویزیت ۵ میلیون تومان. شما دونده‌ای هستید که مدتی است ضربان قلبتان در حین دویدن بسیار بالا می‌رود و مربی‌تان تأکید کرده که این یک مشکل جدی است. شما کدام پزشک را انتخاب می‌کنید؟

احتمالا حتی اگر به پزشک قلب اول مراجعه کنید؛ ذهن‌تان پیش دومی است.

هرچه نیچ مشخص‌تر باشد، ارزش درک‌شده بالاتر است و بحث قیمت کمتر.

نیچ این‌ ویژگی‌ها را به کسب‌وکار کوچینگ ما می‌دهد:

  • تمرکز: مطالعه، تجربه و انرژی‌مان در یک جهت عمیق می‌شود.
  • تمایز: آدم‌ها می‌دانند کی،‌کجا و در چه موضوعاتی، سراغ ما بیایند.
  • اعتبار و شناخته‌شدن: در دنیایی کوچک‌تر، نام‌مان دهان‌به‌دهان می‌چرخد.
  • رضایت درونی: با آدم‌ها و موضوع‌هایی کار می‌کنیم که به ما انرژی می‌دهند، نه این‌که فرسوده‌‌ی‌مان کنند.
  • رشد کسب‌وکار: پیام‌مان روشن‌تر می‌شود و ارزش کارمان بالاتر می‌رود.

در ایران دلیل دیگری هم برای شفاف کردن و مشخص کردن نیچ کوچینگ هست. فعالیت حرفه‌ای کوچینگ این‌جا اغلب از نقطه‌ی صفر شروع نمی‌شود، از زیر صفر شروع می‌شود؛ کوچینگ با هویت‌های حرفه‌ای که جامعه آن‌ها را در دسته‌بندی زرد می‌گذارد، غالبا یکی گرفته می‌شود. کوچی که روشن می‌گوید برای چه کسی و روی چه موضوعی کار می‌کند، در طول زمان برای خود اعتبار و باورپذیری ایجاد می‌کند (بر روی برند شخصی خود کار می‌کند)؛ هم خودش را از این تصویر (زرد بودن) جدا می‌کند و هم به ساختن تصویر حرفه‌ای کوچینگ کمک می‌کند.

اگر هنوز نمی‌دانیم چه چیزی از دنیای حرفه‌ای کوچینگ می‌خواهیم، می‌توانیم از این شروع کنیم که چه نمی‌خواهیم: کدام مخاطب و کدام موضوعات.

گستره‌ی نیچ: از عام تا خاص #

نیچ صفر و یک نیست؛ یک گستره است. هر لایه‌ای که اضافه می‌کنیم، نیچ را باریک‌تر و پیام را لیزری‌تر می‌کند:

  1. من کوچ هستم. من کوچ هستم نقطه‌ی صفر نیچ است (خود کوچ بودن یک نیچ است اما نیچی نسبتا مبهم و با هدف نیچ که ایجاد شفافیت و تمایز است فاصله دارد).
  2. من لایف کوچ هستم. حوزه‌ی کلی مشخص شد: زندگی.
  3. من لایف کوچ بانوان هستم. مخاطب مشخص شد.
  4. من لایف کوچ بانوان کارآفرین ۱۸ تا ۳۰ ساله هستم. مخاطب دقیق‌تر شد.
  5. من لایف کوچ بانوان کارآفرین ۱۸ تا ۳۰ ساله‌ای هستم که بنیان‌گذار استارتاپ‌های زیر ۵ سال‌اند. یک بخش مشخص از بازار.
  6. من لایف کوچ بانوان کارآفرین ۱۸ تا ۳۰ ساله‌ای هستم که بنیان‌گذار استارتاپ‌های زیر ۵ سال‌اند، و با رویکرد مراجع‌محور در چالش‌های تعادل کار و زندگی و نقش اجتماعی همراهشان می‌شوم تا به رضایت و دستاورد برسند. بیانیه‌ی کامل: مخاطب، موضوع، رویکرد و دستاورد.

هیچ پله‌ای از این شش سطح غلط نیست و لازم هم نیست همه‌ی پله‌ها را طی کنیم. هرچه پایین‌تر برویم، تمرکز و ارزشمندی بیشتر می‌شود و در عین حال بازار کوچک‌تر. جای درست، همان نقطه‌ی بهینه است که در بخش «روش اجرا» توضیح می‌دهیم. یک نکته هم در پله‌ی ششم هست: «مراجع‌محور» رویکرد است، نه نیچ؛ در بیانیه کنار نیچ می‌نشیند.

شفاف‌کردن نیچ پایان ندارد. نیچ مثل الماسی است که هرچه بیشتر تراش بخورد، روشن‌تر می‌درخشد. این شفافیت هم از درون به بیرون می‌رود: هرچه نیچ برای خودمان روشن‌تر باشد، آگاهانه و ناآگاهانه به مخاطب هم منتقل می‌شود و او می‌داند کی، کجا و با چه دغدغه‌ای سراغ‌مان بیاید. پس کریستالی‌کردن نیچ کاری یک‌باره نیست؛ سفری است که هر سال کار، تراش تازه‌ای به آن می‌دهد.

از تجربه‌ی نویسنده

من در دنیای کوچینگ دو نیچ دارم. یکی با رویکرد تحول، برای کسانی که می‌خواهند در مسیر زندگی و کسب‌وکار خود رضایت بیشتری را تجربه کنند و به رهایی، خشنودی و توانگری بیشتری برسند. دیگری در کسب‌وکار کوچینگ و برندسازی شخصی، برای کوچ‌ها و کسانی که می‌خواهند روی کسب‌وکار آنلاین تک‌نفره یا برند شخصی خود کار کنند. این دو نه آن‌قدر دقیق‌اند و نه آن‌قدر کریستالی، اما انتخاب من‌اند و در آن‌ها حال خوبی دارم. نسبت به گذشته برایم شفاف‌تر شده‌اند و با طی‌کردن مسیر، تولید محتوا و بازاریابی، هم برای مخاطبانم و هم برای خودم شفاف‌تر می‌شوند. — حمید حکاکی

دیدگاه شیفت #


چرا در کوچینگ معمولا «نیچ» داریم نه «تخصص»؟ #

در کوچینگ مطابق شایستگی‌های ICF (ICF Core Competencies) و چارچوب‌های مشابه دیگر نهادهای حرفه‌ای معتبر کوچینگ، مانند EMCC و AC، متخصص خودِ مراجع است. کوچ می‌پرسد، گوش می‌دهد، کنجکاوی می‌کند و بازخورد می‌دهد؛ پاسخ از مراجع می‌آید. پس کوچینگ در محتوا «تخصص» ندارد و برای همین واژه‌ای از بازاریابی قرض گرفته است: نیچ. البته هیچ کوچینگی «خالص» و بی‌دیدگاه نیست؛ کوچینگ ICF هم دیدگاه خودش را دارد: این‌که مراجع توانمند است و پاسخ‌ها در خود اوست.

در یکی از وبینارها درباره‌ی چیستی کوچینگ، فردی پرسید: «آیا کوچ عمومی هم داریم، مثل پزشک عمومی؟» جوابش این است که کوچینگ ICF خودش عمومی است. نیچ کوچینگ را تخصصی نمی‌کند؛ فقط روشن می‌کند با چه کسی و روی چه موضوعی کار می‌کنیم. درواقع کوچ یک فرد حرفه‌ای (Professional) در کوچینگ است.

البته این به این معنا نیست که کوچ نمی‌تواند یا نباید در نیچِ خودش خبرگی یا تخصص داشته باشد. اتفاقاً این بسیار کمک‌کننده است و می‌تواند خدماتی جز کوچینگ را هم به سبد خدمات و محصولاتش اضافه کند. اما خبرگی محتوایی یا تخصص در نیچ، شرط لازم و کافی کوچ‌بودن در آن نیچ نیست، کوچ می‌تواند هیچ دانش، آشنایی یا تخصصی در موضوع مراجع خود نداشته باشد.

نیچ برای کسب‌وکار کوچینگ است، نه جلسه‌ی کوچینگ #

یکی از خطاهای شناختی رایج ما کوچ‌ها این است که سه چیز را یکی می‌بینیم: کوچینگ، کسب‌وکار کوچینگ و برندِ کوچ. مدرسه‌های کوچینگ دانش و مهارت کوچینگ را آموزش می‌دهند. دومی و سومی دانش و فعالیت‌های دیگری می‌خواهند و پایه‌ای‌ترینشان، یا نقطه‌ی آغاز کسب‌وکار و برندسازی یک کوچ، معمولاً همین است: با چه کسی و روی چه موضوعی کار می‌کنیم؟

کوچینگ برای انجام‌شدن به نیچ نیاز ندارد؛ کسب‌وکار کوچینگ به نیچ نیاز دارد. جلسه‌ی کوچینگ می‌تواند فقط کوچینگ بماند، در حالی که کسب‌وکارِ کوچینگِ ما، اگر صلاحیت‌های لازم را داشته باشیم، می‌تواند آموزش، منتورینگ (Mentoring)، ارزیابی و مشاوره را هم دربر بگیرد. شرطش این است که در توافق‌نامه (Coaching Agreement) روشن بگوییم هر بخش چیست و چه توافقی میان کوچ و مراجع برقرار است. فراموش نکنیم که کوچینگ فردی رابطه‌ای خصوصی میان دو انسان است که توافق‌شان را شفاف کرده‌اند.

نیچ کوچینگ و نیچ بازاریابی #

نیچ از بازاریابی به کوچینگ آمده و منطق بازارش را حفظ کرده است: تمرکز، تمایز، عمق کافی بازار و توان پرداخت. اما در سه چیز با آن فرق دارد:

  1. نیچ ماهیت کوچینگ را تغییر نمی‌دهد. در بازاریابی، نیچ محصول را شکل می‌دهد. در کوچینگ، فرایند جلسه برای هر نیچی یکی است؛ نیچ فقط می‌گوید با چه کسی و روی چه موضوعی. البته کوچ می‌تواند بر پایه‌ی نیچش ارزیابی‌ها یا خدمات جانبی بسازد، اما ماهیت جلسه‌ی کوچینگ، مطابق شایستگی‌های ICF، در همه‌ی نیچ‌ها یکسان است.
  2. نیچ از درون کوچ می‌آید. در کسب‌وکار تک‌نفره‌ی کوچ (تک‌کارآفرینی، Solopreneurship)، «محصول اصلی» خودِ کوچ است. برای همین انتخاب و خلق نیچ از ارزش‌ها، اشتیاق و تجربه‌ی زیسته‌ی او متأثر است. در بازاریابی، هدف معمولاً فروش بیشتر است و نقطه‌ی شروع مطمئن این است که ببینیم تقاضا کجا و برای چه بیشتر است. در کسب‌وکار کوچینگ، توصیه‌ی شیفت این است که از انتخاب، علایق و اشتیاق درونی کوچ شروع کنیم و بازار را بعد بسنجیم؛ حالا که داریم مسیر تازه‌ای خلق می‌کنیم، چرا مسیری را برنگزینیم که برایمان جذاب‌تر است؟
  3. نیچ از دروازه‌ی اخلاقیات می‌گذرد. در بازاریابی هر نیاز برآورده‌نشده‌ای فرصت است. در کوچینگ، بعضی نیازها اصلاً مال کوچ نیستند و نیاز است مرزهای حرفه‌ای رعایت شوند.

مدل CNF در یک نگاه #

مدل نیچ‌ یابِ کوچینگ (Coaching Niche Finder) یا CNF، مدل شیفت برای انتخاب نیچ است. نسخه‌ی ۴ آن سه گام دارد: کشف از درون، آزمون از بیرون و آزمون در میدان.

Coaching Niche Finder (CNF)نسخه‌ی ۴گام ۱: کشف از درونشش منبع «من» و سه انتخاب پایهارزش‌هانقاط قوتعلایق واشتیاقشخصیتدانش ومهارتتجربه وتحولفردیگروهیتیمی‌-سازمانیانجام‌دادن · داشتنفکرکردن · بودنهیجان و حال خوبزندگیکسب‌وکارN۳ تا ۵ نیچ نامزد: مخاطب × موضوعگام ۲: آزمون از بیرونمخاطبشناخت · نیاز · دسترسی · اعتباربازارتقاضا · توان پرداخت · رقابتدروازه‌ی اخلاقیاتمرز درمان و حرفه‌های دیگرگام ۳: آزمون در میداننیچ = مخاطب × موضوعآزموده با گفت‌وگوهای اکتشافی · بازنگری دوره‌ای
مدل CNF نسخه‌ی ۴: نیچ را از درون کشف می‌کنیم و از بیرون می‌آزماییم.

نیچ و نقشه‌ی کار کوچ #

کار کوچ یک زنجیره‌ی درونی دارد: دیدگاه، رویکرد، مدل یا چارچوب، ابزار و تکنیک. نیچ در این زنجیره نیست؛ این زنجیره رو به جلسه دارد و نیچ رو به بازار. شرح کامل این نقشه در مدخل «رویکرد» (به‌زودی) می‌آید.

ادامه‌ی این بخش برای اعضای شاخه‌ی «نیچ» باز است. با عضویت، به دیدگاه کامل شیفت، کارگاه گام‌به‌گام CNF، مثال‌ها و نسخه‌های بعدی این مدخل دسترسی دارید. (اعضای اشتراک ویژه‌ی شیفت کمپ هم دسترسی دارند.)

دریافت دسترسی

نگاه منابع #


ادامه‌ی این بخش برای اعضای شاخه‌ی «نیچ» باز است. با عضویت، به دیدگاه کامل شیفت، کارگاه گام‌به‌گام CNF، مثال‌ها و نسخه‌های بعدی این مدخل دسترسی دارید. (اعضای اشتراک ویژه‌ی شیفت کمپ هم دسترسی دارند.)

دریافت دسترسی

روش اجرا #


هفت گام تا نیچ #

  1. خودمان را بشناسیم. شش منبع «من» را می‌نویسیم: ارزش‌ها، نقاط قوت، علایق و اشتیاق، شخصیت، دانش و مهارت، تجربه و تحول. اولین پاسخ‌هایی را که به ذهن می‌رسد ثبت می‌کنیم؛ تحلیل بماند برای بعد.
  2. سه انتخاب پایه را روشن کنیم. زندگی یا کسب‌وکار؛ فردی، گروهی یا تیمی-سازمانی؛ انجام‌دادن، بودن یا حال خوب.
  3. «چه نمی‌خواهم» را بنویسیم. کدام مخاطب و کدام موضوع برایمان جذاب نیست یا انرژی‌مان را می‌گیرد؟
  4. سه تا پنج نیچ نامزد بسازیم. هر کدام به شکل «مخاطب × موضوع».
  5. نامزدها را از بیرون بسنجیم. مخاطب، بازار و دروازه‌ی اخلاقیات.
  6. انتخاب کنیم و برایش مهلت بگذاریم. تا از این مرحله عبور نکنیم، بقیه‌ی کسب‌وکار همیشه درگیر آن است.
  7. در میدان بیازماییم. گفت‌وگوهای اکتشافی، و بازنگری سالانه.

گفت‌وگوی اکتشافی در این‌جا گفت‌وگویی کوتاه و بدون قصد فروش با یک نفر از مخاطب هدف است، برای شناختن او؛ چیزی شبیه «مصاحبه‌ی کشف مشتری» (Customer Discovery Interview) در ادبیات کسب‌وکار. در آن می‌پرسیم چه مسئله‌ای دارد، با چه واژه‌هایی از آن حرف می‌زند، تا حالا برای حلش چه کرده و چقدر برایش مهم است. هدف آزمودن فرضیه‌ی نیچ است، نه گرفتن مراجع.

ادامه‌ی این بخش برای اعضای شاخه‌ی «نیچ» باز است. با عضویت، به دیدگاه کامل شیفت، کارگاه گام‌به‌گام CNF، مثال‌ها و نسخه‌های بعدی این مدخل دسترسی دارید. (اعضای اشتراک ویژه‌ی شیفت کمپ هم دسترسی دارند.)

دریافت دسترسی

انواع نیچ: موضوع‌ها و مخاطب‌ها #

فهرست‌های «۱۰۰+ نیچ کوچینگ» همه‌جا هست، اما بیشترشان موضوع و مخاطب را قاطی می‌کنند. این‌جا آن‌ها را جدا کرده‌ایم تا بتوانیم خودمان ترکیبشان کنیم. نیچِ کوچینگ ما یک ردیف از جدول موضوع‌ها ضرب در یک ردیف از جدول مخاطب‌هاست.

دروازه‌ی اخلاقیات، سه‌رنگ: این رنگ‌ها چارچوب پیشنهادی شیفت برای ارزیابی اولیه‌اند، نه طبقه‌بندی رسمی نهادهای کوچینگ.

  • سبز: معمولاً در محدوده‌ی کوچینگ غیربالینی است؛ به شرط صلاحیت، توافق‌نامه‌ی روشن و تناسب خدمت.
  • زرد: بررسی بیشتر، صلاحیت مرتبط، مرزبندی دقیق و گاهی همکاری یا ارجاع لازم است.
  • قرمز: درخواستی که بیرون از صلاحیت کوچ است، مثل تشخیص، درمان یا مدیریت بحران.

رنگ به درخواست و وضعیت واقعی تعلق می‌گیرد، نه به هویت یا تشخیص فرد. داشتن ADHD، بیماری مزمن یا سابقه‌ی روان‌زخم به‌خودی‌خود مانع دریافت کوچینگ نیست.

موضوع‌ها: روی چه چیزی کار می‌کنیم؟ #

بعضی ردیف‌ها عنوان مادرند و بعضی زیرشاخه؛ این‌ها گزینه‌های انتخاب‌اند، نه دسته‌های کاملاً مستقل. معادل‌های فارسی پیشنهاد شیفت برای یکدست‌سازی است.

الف) زندگی، رشد فردی و خودمدیریتی

موضوعEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)دروازه‌ی اخلاقیات / مرز مهم
جهت‌گیری زندگیLife Directionزندگیسبز؛ عنوان مادر
توسعه‌ی فردیPersonal Developmentهر دوسبز؛ عنوان مادر
مقصود و معنای زندگیLife Purpose & Meaningزندگیسبز
خودشناسی و روشن‌سازی ارزش‌هاSelf-Discovery & Values Clarificationهر دوسبز؛ بدون تشخیص شخصیت
هدف‌گذاریGoal Settingهر دوسبز
دستیابی به اهداف و پاسخگوییGoal Attainment & Accountabilityهر دوسبز
تصمیم‌گیری و اولویت‌بندیDecision-Making & Prioritizationهر دوسبز؛ تصمیم نهایی با مراجع است
ذهنیت و باورهای محدودکنندهMindset & Limiting Beliefsهر دوسبز؛ کار با باورهای مرتبط با اختلال بیرون از این دامنه است
اعتمادبه‌نفسConfidenceهر دوزرد؛ مرز با مشکلات بالینی بررسی شود
ابرازمندی و مرزبندی شخصیAssertiveness & Personal Boundariesهر دوسبز؛ در روابط خشونت‌آمیز زرد
انگیزشMotivationهر دوسبز؛ افت شدید انگیزش ممکن است ارجاع بخواهد
عادت‌سازی و خودانضباطیHabit Building & Self-Disciplineهر دوسبز
مدیریت زمانTime Managementهر دوسبز
بهره‌وری فردی و تمرکزPersonal Productivity & Focusهر دوسبز
نظم‌دهی فردیPersonal Organizationهر دوسبز
اهمال کاری و به‌انجام رساندنProcrastination & Follow-Throughهر دوسبز؛ علت‌های بالینی محتمل بررسی شوند
ذهن‌آگاهیMindfulnessهر دوزرد؛ تمرین متناسب، اختیاری و غیردرمانی
خودمدیریتی هیجانیEmotional Self-Managementهر دوزرد؛ نه درمان اختلال‌های هیجانی
رضایت و شکوفایی زندگیLife Satisfaction & Flourishingزندگیسبز
معنویت و زندگی همسو با ایمانSpirituality & Faith-Aligned Livingزندگیزرد؛ بدون تحمیل باور و ادعای درمان
تعادل کار و زندگیWork–Life Balanceهر دوسبز
گذارهای زندگیLife Transitionsهر دوزرد؛ عنوان مادر؛ شدت و زمینه‌ی انتقال مهم است
گذار میان‌سالیMidlife Transitionهر دوزرد

ب) سلامت، به‌زیستی و موضوع‌های نزدیک به حوزه‌ی بالینی

موضوعEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)دروازه‌ی اخلاقیات / مرز مهم
سلامت و به‌زیستیHealth & Wellnessزندگیزرد؛ عنوان مادر؛ نه تشخیص یا درمان
فعالیت بدنی و تناسب اندامPhysical Activity & Fitnessزندگیزرد؛ کوچینگ رفتار؛ تجویز تمرین صلاحیت جدا می‌خواهد
عادت‌های غذایی سالمHealthy Eating Habitsزندگیزرد؛ نه رژیم‌درمانی بدون صلاحیت
مدیریت وزنWeight Managementزندگیزرد؛ خطر اختلال خوردن بررسی شود؛ بدون انگ‌زنی
عادت‌های خواب و استراحتSleep & Rest Habitsزندگیزرد؛ نه درمان اختلال خواب
مدیریت استرسStress Managementهر دوزرد
پیشگیری از فرسودگی شغلی و بازیابی زندگی کاریBurnout Prevention & Work–Life Recoveryهر دوزرد؛ افسردگی و علت‌های پزشکی بررسی شوند؛ بدون وعده‌ی درمان
سازگاری با سوگ و فقدانGrief & Loss Adjustmentزندگیزرد؛ سوگ لزوماً اختلال نیست
زندگی با بیماری مزمنLiving with Chronic Illnessهر دوزرد؛ قرمز: تغییر درمان یا توصیه‌ی پزشکی
سازگاری با زیست پس از سرطانCancer Survivorship Adjustmentهر دوزرد؛ قرمز: درمان یا ادعای پیشگیری از عود
حمایت از فرایند بهبودی اعتیادAddiction Recovery Supportهر دوزرد با صلاحیت مرتبط؛ قرمز: سم‌زدایی و درمان اعتیاد
کارکردهای اجرایی مرتبط با ADHDADHD-Related Executive Functioningهر دوزرد با صلاحیت مرتبط؛ قرمز: تشخیص یا درمان ADHD
به‌زیستی ذهنی غیربالینیNonclinical Mental Wellbeingهر دوزرد؛ قرمز: روان‌درمانی با عنوان کوچینگ
مدیریت نگرانی‌های موقعیتیManaging Situational Worryهر دوزرد؛ قرمز: درمان اختلال اضطرابی
بازسازی زندگی پسا-تروما (پسا-روان‌زخم)Post-Trauma Life Rebuildingهر دوزرد با ارزیابی آمادگی و صلاحیت مرتبط؛ قرمز: پردازش یا درمان روان‌زخم

«اضطراب»، «روان‌زخم» و «سلامت روان» به‌تنهایی دامنه‌ی خدمت را روشن نمی‌کنند؛ برای همین در این جدول عنوان‌های غیربالینی دقیق‌تر جای آن‌ها را گرفته‌اند. درمان اضطراب یا روان‌زخم موضوع کوچینگ نیست.

ج) روابط، خانواده و ارتباطات

موضوعEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)دروازه‌ی اخلاقیات / مرز مهم
روابط میان‌فردیInterpersonal Relationshipsهر دوزرد؛ عنوان مادر
قرار عاطفیDatingزندگیسبز؛ با احترام به رضایت و اختیار طرف مقابل
رابطه‌ی زوجیCouple Relationshipsزندگیزرد؛ خشونت و کنترل‌گری بررسی شود؛ نه زوج‌درمانی
جدایی و طلاقSeparation & Divorceزندگیزرد؛ مرز با درمان و مشاوره‌ی حقوقی
صمیمیت و ارتباط جنسیIntimacy & Sexual Communicationزندگیزرد؛ قرمز: درمان اختلال جنسی یا روان‌زخم
روابط خانوادگیFamily Relationshipsزندگیزرد
والدگریParentingزندگیزرد؛ مرز با درمان کودک و ارزیابی رشد
هم‌والدگری پس از جداییCo-Parenting After Separationزندگیزرد؛ توجه به ایمنی، تعارض و ترتیبات حقوقی
روابط بین‌فرهنگیCross-Cultural Relationshipsهر دوسبز؛ با حساسیت فرهنگی و بدون کلیشه
ارتباط مؤثرEffective Communicationهر دوسبز
مدیریت تعارضConflict Managementهر دوسبز؛ زرد در عدم توازن قدرت؛ خشونت صرفاً تعارض نیست
مذاکرهNegotiationهر دوسبز؛ مرز با نمایندگی و مشاوره‌ی تخصصی
سخنرانی عمومی و ارائهPublic Speaking & Presentationهر دوسبز؛ زرد اگر اضطراب شدید در میان باشد

د) تحصیل، مسیر شغلی، مهاجرت و امور مالی

موضوعEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)دروازه‌ی اخلاقیات / مرز مهم
یادگیری و موفقیت تحصیلیLearning & Academic Successزندگیسبز؛ قواعد مخاطب کم‌سن جداگانه اعمال می‌شود
بازگشت به تحصیلReturn to Educationهر دوسبز
کاوش و برنامه‌ریزی مسیر شغلیCareer Exploration & Planningهر دوسبز
تغییر مسیر شغلیCareer Changeهر دوسبز
پیشرفت مسیر شغلیCareer Advancementهر دوسبز
کاریابیJob Searchهر دوسبز؛ بدون تضمین استخدام
آمادگی مصاحبه‌ی شغلیInterview Preparationکسب‌وکارسبز؛ آموزش مهارت از کوچینگ جدا شود
بازگشت به کارReturn to Workهر دوسبز؛ زرد پس از بیماری یا آسیب
گذار به بازنشستگیRetirement Transitionهر دوسبز
تصمیم مهاجرت و سازگاری پس از جابه‌جاییMigration Decisions & Relocation Adjustmentهر دوسبز؛ زرد در فشار شدید؛ نه مشاوره‌ی حقوقی مهاجرت
رفتار و ذهنیت مالیMoney Behaviours & Mindsetهر دوسبز؛ زرد در رفتارهای اجباری یا آسیب‌زا
بودجه‌بندی و عادت‌های مالیBudgeting & Financial Habitsهر دوسبز؛ نه توصیه‌ی سرمایه‌گذاری یا مالیاتی

هـ) کسب‌وکار، راهبری و سازمان

موضوعEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)دروازه‌ی اخلاقیات / مرز مهم
توسعه‌ی کسب‌وکارBusiness Developmentکسب‌وکارسبز؛ عنوان مادر
کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکارEntrepreneurship & Business Launchکسب‌وکارسبز
رشد و مقیاس‌پذیری کسب‌وکارBusiness Growth & Scalingکسب‌وکارسبز
راهبرد و تصمیم‌گیری راهبردیStrategy & Strategic Decision-Makingکسب‌وکارسبز؛ مرز با مشاوره‌ی مدیریتی
بازاریابیMarketingکسب‌وکارسبز
فروشSalesکسب‌وکارسبز؛ بدون دست‌کاری و روش‌های فریبنده
برندسازی شخصی و حرفه‌ایPersonal & Professional Brandingهر دوسبز
شراکت و همسویی هم‌بنیان‌گذارانBusiness Partnership & Co-Founder Alignmentکسب‌وکارسبز؛ توافق‌نامه‌ی چندطرفه و تعارض منافع
راهبریLeadershipکسب‌وکارسبز
مدیریت افراد و تفویض اختیارPeople Management & Delegationکسب‌وکارسبز
گذار به نقش‌های مدیریتی یا اجراییManagement & Executive Role Transitionکسب‌وکارسبز
عملکرد و دستیابی به نتایجPerformance & Resultsهر دوسبز؛ بدون فشار آسیب‌زا
همکاری و اثربخشی تیمیTeam Collaboration & Effectivenessکسب‌وکارسبز؛ توافق‌نامه‌ی تیمی و حدود رازداری
تغییر سازمانیOrganizational Changeکسب‌وکارسبز؛ توجه به قدرت و منافع ذی‌نفعان
فرهنگ سازمانی و تعلقOrganizational Culture & Belongingکسب‌وکارسبز؛ زرد در تبعیض، آزار و تعارض جدی
چابکی و شیوه‌های کار چابکAgility & Agile Ways of Workingکسب‌وکارسبز؛ کوچینگ از آموزش و تسهیل‌گری جدا شود
جانشین‌پروری و انتقال راهبریSuccession & Leadership Transitionکسب‌وکارسبز؛ مدیریت منافع چندطرفه
توسعه‌ی استعداد و افرادTalent & People Developmentکسب‌وکارسبز؛ نقش توسعه‌ای از ارزیابی استخدامی جدا شود
اقلیم و پایداریClimate & Sustainabilityهر دوسبز؛ زرد در پریشانی شدید اقلیمی

مخاطب‌ها: با چه کسی کار می‌کنیم؟ #

مخاطب ممکن است فرد، زوج، خانواده، تیم یا سازمان باشد. این‌ها مراجعان متفاوتی‌اند و توافق‌نامه‌ی یکسانی ندارند.

الف) نقش‌های مدیریتی، اقتصادی و سازمانی

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
مدیران ارشد و اجراییSenior Executivesکسب‌وکارتوافق‌نامه با مراجع و حامی مالی؛ رازداری
مدیران عاملCEOsکسب‌وکارزیرگروه مدیران ارشد؛ قدرت و تعارض منافع
مدیران میانیMiddle Managersکسب‌وکارفشار و انتظارهای چندسطحی
مدیران تازه‌منصوبNew / First-Time Managersکسب‌وکارانتقال از متخصص فنی به مدیر
سرپرستان و راهبران تیمSupervisors & Team Leadersکسب‌وکارحدود اختیار و نقش سازمانی
کارشناسان بدون مسئولیت مدیریت افرادIndividual Contributorsهر دومسیر حرفه‌ای مستقل از مسیر مدیریت
کارکنان با ظرفیت رشد بالاHigh-Potential Employeesکسب‌وکارشفافیت درباره‌ی ارزیابی و گزارش‌دهی
بنیان‌گذاران و هم‌بنیان‌گذاران استارتاپStartup Founders & Co-Foundersکسب‌وکارمنافع بنیان‌گذار، شریک و سرمایه‌گذار
صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسطSmall & Medium Business Ownersکسب‌وکارمالکیت و مدیریت ممکن است درهم‌تنیده باشد
صاحبان کسب‌وکار تک‌نفرهSolopreneursکسب‌وکارمتفاوت با کسب‌وکار دارای تیم
آزادکاران و مشاوران مستقلFreelancers & Independent Consultantsهر دوهم‌پوشان با تک‌نفره‌ها، نه مترادف
صاحبان کسب‌وکارهای آنلاینOnline Business Owners & Operatorsکسب‌وکارمخاطب بر اساس مدل کسب‌وکار
شرکای کسب‌وکارBusiness Partnersکسب‌وکارتوافق‌نامه‌ی چندطرفه و بی‌طرفی
مالکان و اعضای کسب‌وکارهای خانوادگیFamily Business Owners & Membersهر دوزرد؛ تداخل نقش خانوادگی و اقتصادی
نسل بعدی و جانشینان کسب‌وکار خانوادگیNext-Generation Family Business Successorsهر دوزرد؛ اختیار واقعی فرد و فشار خانوادگی
تیم‌های کاریWork Teamsکسب‌وکارتیم به‌عنوان مراجع، نه مجموعه‌ای از جلسه‌های فردی
تیم‌های مدیریتی و اجراییLeadership & Executive Teamsکسب‌وکارزیرگروه تیم‌ها
تیم‌های دورکار و ترکیبیRemote & Hybrid Teamsکسب‌وکارزیرگروه بر اساس شیوه‌ی کار
سازمان‌ها و واحدهای سازمانیOrganizations & Organizational Unitsکسب‌وکارتعیین مراجع، سفارش‌دهنده و حدود مداخله
مدیران و کارکنان سازمان‌های مردم‌نهادNonprofit Leaders & Staffهر دوفشار مأموریت و محدودیت منابع
مدیران و کارکنان بخش عمومیPublic-Sector Leaders & Employeesکسب‌وکارتعهدهای عمومی، مقررات و تعارض منافع
کارشناسان منابع انسانی و توسعه‌ی افرادHR & People Development Professionalsکسب‌وکارتفکیک نقش کوچ، مدیر و ارزیاب

ب) حرفه و صنعت

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
پزشکانPhysiciansهر دوتمرکز بر زندگی و کار پزشک، نه تصمیم بالینی درباره‌ی بیمار
پرستاران و دیگر کارکنان سلامتNurses & Allied Health Professionalsهر دوفشار کاری و مواجهه با رنج
دندان‌پزشکانDentistsهر دومسائل حرفه‌ای، زندگی و مدیریت مطب
روان‌شناسان و درمانگرانPsychologists & Therapistsهر دوکوچینگ جای سوپرویژن بالینی را نمی‌گیرد
وکلا و حقوق‌دانانLawyers & Legal Professionalsهر دوکوچینگ جای مشاوره درباره‌ی پرونده را نمی‌گیرد
مهندسان و کارشناسان فنیEngineers & Technical Professionalsهر دومسیر حرفه‌ای و مدیریتی
کارشناسان فناوری، محصول و دادهTechnology, Product & Data Professionalsهر دوزیرگروه حرفه‌ای
معلمان و آموزگارانTeachers & Educatorsهر دورشد حرفه‌ای از ارزیابی عملکرد جدا شود
مدیران آموزشی و راهبران مدارسSchool & Education Leadersهر دومسئولیت حفاظت از دانش‌آموزان
اعضای هیئت علمی و پژوهشگرانAcademics & Researchersهر دواستقلال، روابط قدرت و مسیر علمی
کوچ‌هاCoachesهر دوکوچینگ کسب‌وکار یا زندگی کوچ با منتورکوچینگ و سوپرویژن فرق دارد
هنرمندان و فعالان خلاقArtists & Creative Professionalsهر دوآموزش هنر از کوچینگ جدا شود
نویسندگان و تولیدکنندگان محتواWriters & Content Creatorsهر دومسائل انتشار و دیده‌شدن
ورزشکارانAthletesهر دوبا مربیگری ورزشی و روان‌شناسی ورزش فرق دارد
مربیان و مدیران ورزشیSports Coaches & Managersهر دوموضوع، رشد خود مربی یا مدیر است
کارشناسان فروش و بازاریابیSales & Marketing Professionalsهر دوآموزش تخصصی از کوچینگ جدا شود
کارشناسان مالی و حسابداریFinance & Accounting Professionalsهر دوموضوع، زندگی و عملکرد حرفه‌ای آنان است

ج) مرحله‌ی تحصیل، کار و زندگی

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
کودکانChildrenزندگیزرد؛ صلاحیت کار رشدی، حفاظت و رضایت متناسب
نوجوانانTeens / Adolescentsزندگیزرد؛ رضایت ولی، موافقت خود نوجوان و حدود رازداری
دانش‌آموزانSchool Studentsزندگیزرد در افراد زیر سن قانونی
دانشجویانUniversity Studentsهر دوسن و مرحله‌ی تحصیل مشخص شود
دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دکتریPostgraduate & Doctoral Studentsهر دوروابط قدرت در محیط علمی
تازه‌فارغ‌التحصیلانRecent Graduatesهر دوانتقال از تحصیل به اشتغال
افراد در آغاز مسیر حرفه‌ایEarly-Career Professionalsهر دولزوماً تازه‌فارغ‌التحصیل نیستند
کارجویان و افراد بیکارJob Seekers & Unemployed Peopleهر دوتوجه به فشار مالی؛ بدون وعده‌ی استخدام
افراد در حال تغییر مسیر شغلیCareer Changersهر دومخاطب بر اساس وضعیت انتقال
افراد در حال بازگشت به کارCareer Returnersهر دوعلت وقفه می‌تواند سطح احتیاط را تغییر دهد
میان‌سالانMidlife Adultsهر دو«بحران» را برای همه فرض نکنیم
افراد در آستانه‌ی بازنشستگیPre-Retireesهر دوتصمیم‌های زندگی، کار و امور مالی
بازنشستگانRetireesهر دوممکن است کسب‌وکار یا شغل دوم داشته باشند
سالمندانOlder Adultsزندگیسن به‌تنهایی نشانه‌ی ناتوانی در تصمیم‌گیری نیست

د) نقش خانوادگی و موقعیت رابطه‌ای

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
مجردهاSingle Adultsزندگیمجرد بودن به‌خودی‌خود مسئله نیست
زوج‌هاCouplesزندگیزرد؛ دو مراجع، توافق‌نامه‌ی مشترک و بررسی ایمنی
افراد در حال جدایی یا پس از طلاقSeparating / Divorced Adultsهر دوزرد؛ مرز حقوقی و بالینی
خانواده‌هاFamiliesزندگیزرد؛ مراجع چندنفره؛ قدرت و رازداری
والدینParentsهر دوزرد در مسائل رشدی و رفتاری کودک
والدین شاغلWorking Parentsهر دوزیرگروه والدین
والدین تازهNew Parentsهر دوزرد؛ توجه به سلامت روان پیرامون زایمان
والدین خانه‌دارStay-at-Home Parentsهر دوموضوع می‌تواند بازگشت به کار باشد
تک‌والدهاSingle Parentsهر دوهمه را با نیازهای یکسان فرض نکنیم
والدین در خانواده‌های ترکیبیParents in Blended Familiesهر دوزرد؛ نقش‌ها و روابط چندگانه
والدین کودکان با نیازهای حمایتی ویژهParents of Children with Additional Support Needsهر دوزرد؛ کوچینگ والد، نه تشخیص یا درمان کودک
مراقبان خانوادگی و فرزندان والدین سالمندFamily Caregivers & Adults with Aging Parentsهر دوزرد؛ فشار مراقبتی و مرز پزشکی
والدین پس از مستقل‌شدن فرزندانEmpty Nestersهر دوتغییر نقش، نه لزوماً بحران

هـ) جنسیت، فرهنگ و جابه‌جایی جغرافیایی

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
زنانWomenهر دوگروه مادر؛ مسئله‌ی مشترک باید مشخص شود
مردانMenهر دوگروه مادر؛ بدون کلیشه‌های جنسیتی
زنان در مدیریت و راهبریWomen in Management & Leadershipکسب‌وکارزیرگروه زنان و مدیران
زنان کارآفرینWomen Entrepreneursکسب‌وکارزیرگروه زنان و کارآفرینان
افراد با تنوع جنسی و جنسیتیLGBTQ+ Peopleهر دوهویت مسئله‌ی بالینی نیست؛ ایمنی و محرمانگی مهم است
متقاضیان مهاجرتProspective Migrantsهر دونه مشاوره‌ی حقوقی مهاجرت
مهاجران تازه‌واردNewcomers / Recent Immigrantsهر دوسازگاری فرهنگی و موانع ساختاری
ایرانیان خارج از کشورIranian Diasporaهر دوتجربه‌ی نسل اول و نسل‌های بعد یکسان نیست
مهاجران بازگشتهReturn Migrantsهر دوسازگاری دوباره
کارکنان مأمور خارج از کشور و خانواده‌هایشانExpatriate Employees & Their Familiesهر دوتوافق‌نامه‌ی سازمانی و نیاز اعضای خانواده
افراد و خانواده‌های چندفرهنگیMulticultural Individuals & Familiesهر دوفرهنگ را به ملیت تقلیل ندهیم
پناهندگان و پناه‌جویانRefugees & Asylum Seekersهر دوزرد؛ ایمنی، نیازهای اولیه و مرز خدمات حقوقی و بالینی

و) تجربه‌ی زیسته و نیاز حمایتی

مخاطبEnglishحوزه (هر دو = زندگی و کسب‌وکار)ملاحظه‌ی ویژه
افراد دارای ADHDPeople with ADHDهر دوزرد در کوچینگ مرتبط؛ نه تشخیص یا درمان
افراد با تفاوت‌های عصب‌رشدیNeurodivergent Peopleهر دونیازها ناهمگون‌اند؛ صلاحیت متناسب، نه فرض نقص
افراد دارای معلولیتPeople with Disabilitiesهر دودسترس‌پذیری و سازگارسازی؛ نه فرض ناتوانی در تصمیم‌گیری
افراد با بیماری مزمنPeople Living with Chronic Illnessهر دوزرد در موضوع‌های مرتبط با سلامت
افراد پس از تجربه‌ی سرطانCancer Survivorsهر دوزرد در موضوع‌های مرتبط با بیماری و بهبودی
افراد در مسیر بهبودی از اعتیادPeople in Addiction Recoveryهر دوزرد؛ صلاحیت مرتبط، ثبات وضعیت و مسیر ارجاع
سوگوارانBereaved Peopleهر دوزرد؛ سوگ لزوماً اختلال نیست
افراد با سابقه‌ی تروما (روان‌زخم)People with Trauma Historiesهر دوزرد در موضوع مرتبط؛ سابقه به‌تنهایی مانع کوچینگ نیست

قاعده‌های استفاده از دو جدول #

  1. عنوان مادر را با زیرشاخه‌اش جمع نزنیم. مدیران عامل زیرمجموعه‌ی مدیران ارشدند؛ زنان کارآفرین اشتراک دو گروه‌اند.
  2. با یک موضوع اصلی و یک مخاطب اصلی شروع کنیم. اگر لازم بود، یک ویژگی محدودکننده اضافه کنیم: «انتقال به مدیریت × کارشناسان فناوری × اولین تجربه‌ی مدیریت».
  3. هر ترکیبی لزوماً نیچ معتبر یا دارای تقاضا نیست. نیاز، دسترسی به مخاطب و صلاحیت خودمان را می‌سنجیم.
  4. رنگ نهایی از موضوع، مخاطب، وضعیت واقعی و نوع درخواست با هم تعیین می‌شود. موضوع سبز برای نوجوان، قاعده‌های حفاظت از کم‌سن‌ها را حذف نمی‌کند. کار با والد درباره‌ی والدگری با کوچینگ مستقیم کودک یکی نیست.

برچسب‌هایی که نیچ نیستند #

بعضی عنوان‌ها در بازار مثل نیچ به کار می‌روند، اما چیز دیگری‌اند:

برچسبEnglishچیست
کوچینگ تحول، تحول‌آفرینTransformational / Transformation Coachingرویکرد
کوچینگ اگزیستانسیال، مثبت‌گرا، شناختی-رفتاریExistential, Positive Psychology, CBCرویکرد
کوچینگ شهودیIntuitive Coachingرویکرد
کوچینگ NLPNLP Coachingروش؛ و با کوچینگ ICF اصطکاک دارد
کوچینگ فردی، گروهی، آنلاینIndividual, Group, Onlineسبک و قالب ارائه
کوچینگ داخلی و خارجیInternal, External Coachingنوع توافق در سازمان
منتورکوچینگ و سوپرویژنMentor Coaching, Supervisionخدمت به خودِ کوچ‌ها یا دیگر خدمات حرفه‌ای
کوچینگ ورزش، موسیقی، بازیگریSports, Music, Acting Coachingاغلب آموزش فنی است، نه کوچینگ حرفه‌ای
کوچینگ قانون جذبLaw of Attractionعنوانی برای بازار؛ ادعاهایش را تأیید نمی‌کنیم

این فهرست‌ها بسته نیستند. نیچ به تعداد کوچ‌ها وجود دارد و هر کدام از ما می‌تواند نیچی بسازد که در هیچ فهرستی نیست.

ابزار: خودارزیابی شش منبع «من» #


این ابزار رایگان است و با ثبت‌نام در شیفت کمپ باز می‌شود. با شماره‌ی موبایل یا ایمیل ثبت‌نام کنید و خودارزیابی شش منبع «من» را انجام دهید.

ثبت‌نام رایگان

مثال‌ها #


ادامه‌ی این بخش برای اعضای شاخه‌ی «نیچ» باز است. با عضویت، به دیدگاه کامل شیفت، کارگاه گام‌به‌گام CNF، مثال‌ها و نسخه‌های بعدی این مدخل دسترسی دارید. (اعضای اشتراک ویژه‌ی شیفت کمپ هم دسترسی دارند.)

دریافت دسترسی

خطاهای رایج انتخاب نیچ #


ادامه‌ی این بخش برای اعضای شاخه‌ی «نیچ» باز است. با عضویت، به دیدگاه کامل شیفت، کارگاه گام‌به‌گام CNF، مثال‌ها و نسخه‌های بعدی این مدخل دسترسی دارید. (اعضای اشتراک ویژه‌ی شیفت کمپ هم دسترسی دارند.)

دریافت دسترسی

یادداشت اخلاقی #

مرز درمان. کوچ پا در کفش روان‌شناس نمی‌گذارد و نباید مراجع چنین برداشتی پیدا کند. خط قرمز شیفت «توهم دانستن» است: گذراندن چند دوره‌ی عمومی و ورود به روش‌ها یا نیچ‌هایی که قلمرو درمان یا امور تخصصی‌اند. دروازه‌ی سه‌رنگ در بخش «انواع نیچ» برای همین است.

واژه‌های پرخطر در بیانیه. بعضی واژه‌ها بیانیه‌ی ما را به قلمرو درمان می‌برند: درمان، بهبود افسردگی، رهایی از اضطراب، ترمیم روان‌زخم، اختلال، تشخیص. اگر نیچ ما سبز یا زرد است، به جای این‌ها از هدف و دستاورد مراجع حرف می‌زنیم؛ اگر نیچ‌مان قرمز است، بدون صلاحیت بالینی واردش نمی‌شویم.

در ایران، پیامد قانونی هم دارد. سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره‌ی کشور به دلیل افزایش «روان‌شناس‌نماها» فهرست افراد فاقد پروانه را منتشر کرده است (فرارو). این فهرست‌ها در سه نوبت منتشر شده و جمعاً ۴۵۶ فرد یا صفحه را دربر گرفته است (انتخاب). طبق ماده‌ی ۵ قانون این سازمان، اشتغال به روان‌شناسی و مشاوره پروانه می‌خواهد. پس مرز درمان در ایران فقط مسئله‌ی اخلاقیات نیست.

ارجاع. اگر نشانه‌هایی دیدیم که کار را از کوچینگ بیرون می‌برد، مثل پریشانی شدید یا ناتوانی در کارکرد روزمره، کوچینگ را متوقف می‌کنیم یا در کنار درمان ادامه می‌دهیم، و ارجاع می‌دهیم. برچسب تشخیصی نمی‌زنیم؛ رفتاری را که می‌بینیم می‌گوییم.

ترکیب خدمات. اگر کوچینگ را با آموزش، منتورینگ یا مشاوره ترکیب می‌کنیم، در توافق‌نامه روشن می‌گوییم هر جلسه چیست، و مراجع هر لحظه می‌تواند بخواهد که کار فقط کوچینگ باشد.

بازنمایی صلاحیت. کسی که سطح ۲ کوچینگ را گذرانده، «کوچ PCC» نیست. کسی که در مدرسه‌ای مورد تأیید ICF درس خوانده، به همین دلیل «کوچ ICF» نیست. معرفی نادرست هم خلاف اخلاقیات است و هم می‌تواند پیامد حقوقی داشته باشد.

تعارض منافع (Conflict of Interest). اگر کوچ کسب‌وکار یک آرایشگاه باشیم و او از ما بخواهد با رقبایش در همان محله کار نکنیم، با تعارض منافع روبه‌روییم. این طبیعی است؛ مهم این است که آن را ببینیم، روشن توافق کنیم و ارزش این انحصار را هم در قیمت‌مان لحاظ کنیم.

پرسش‌های باز #


این مدخل زنده است. این‌ها پرسش‌هایی است که هنوز جواب قطعی ندارند. تجربه یا نقدتان را در گفت‌وگوی پایین صفحه بنویسید؛ بهترین سهم‌ها در نسخه‌ی بعدی مدخل می‌آیند و نام نویسنده‌شان در تاریخچه‌ی تغییرات ثبت می‌شود.

  1. نیچ از روز اول یا بعد از تجربه؟ بعضی می‌گویند اول چند صد ساعت کوچینگ عمومی کنیم، بعد نیچ خود را مشخص کنیم. ما در دانش‌کده‌ی شیفت می‌گوییم می‌توانیم از روز اول نیچ داشته باشیم، به‌شرط این‌که آن را فرضیه ببینیم. مرز درست از نظر شما کجاست؟
  2. انتخاب محلی یا سراسری؟ نیچی که امروز انتخاب ما است، شاید فقط بهترینِ نیچ در شناخت و آگاهی امروز ماست. چطور بفهمیم اکنون در یک افق محدود شده گیر نکرده‌ایم؟
  3. بازار ایران. معیارهای منابع برای بازاری نوشته شده که کوچینگ در آن جاافتاده است. در بازاری که کوچینگ از زیر صفر شروع می‌کند، نیچ اول باید بازار بسازد یا سهم بگیرد؟
  4. آیا نیچ اصلاً برای کوچینگ خوب است؟ وقتی متخصص خودِ مراجع است، تمرکز روی یک مخاطب و موضوع کیفیت جلسه را بهتر می‌کند یا فقط بازاریابی را آسان‌تر؟
  5. کوچینگ تخصصی دانشگاهی. آیا روزی «رشته‌ی تخصصی کوچینگ» به معنای دانشگاهی (آکادمیک) و قانونی خواهیم داشت؟ اگر بله، نیچ چه می‌شود؟ آیا هم‌اکنون نمونه‌هایی در دنیا وجود دارد؟
  6. نیچ و هوش مصنوعی. وقتی بخشی از کوچینگ عمومی را ابزارهای هوش مصنوعی انجام دهند، نیچ برای کوچ انسانی مهم‌تر می‌شود یا کم‌اهمیت‌تر؟

نیچ اولین قدم کسب‌وکار کوچینگ است، نه آخرینش. دانش‌کده‌ی کوچینگ شیفت به هر سه لایه می‌پردازد: دانش و مهارت کوچینگ، کسب‌وکار کوچینگ و برندسازی کوچ. برای ادامه‌ی این مسیر، شاخه‌ی «برند و کسب‌وکار کوچ» را ببینید: جایگاه و پیام، طراحی خدمات، قیمت‌گذاری، مسیر جذب مراجع و برند شخصی.

عضویت در شاخه‌ی کسب‌وکار کوچینگ


شناسنامه
  • نویسنده: حمید حکاکی
  • شاخه: برند و کسب‌وکار کوچ
  • مدل: CNF (Coaching Niche Finder)، نسخه‌ی ۴
  • نسخه‌ی مدخل: ۱.۰
  • آخرین به‌روزرسانی: ۴ آبان ۱۴۰۵
منابع
  • Burnett, B. & Evans, D. Designing Your Life.
  • Chandler, S. & Litvin, R. The Prosperous Coach.
  • Clark, T., Osterwalder, A. & Pigneur, Y. Business Model You (2012).
  • Dib, A. The 1-Page Marketing Plan (2016).
  • Fairley, S. G. & Stout, C. E. Getting Started in Personal and Executive Coaching (2003).
  • Godin, S. This Is Marketing.
  • Grodzki, L. & Allen, W. The Business and Practice of Coaching.
  • Hayden, C. J. Get Clients Now!
  • Levine, T., Kase, L. & Vitale, J. The Successful Coach (2006).
  • McNamara, H. Niche Marketing for Coaches.
  • Moore, T. Million Dollar Coach.
  • Port, M. Book Yourself Solid, 3rd ed.
  • ICF. Code of Ethics (2025).
  • Global Code of Ethics for Coaches, Mentors and Supervisors (GCoE).
  • ICF. Global Coaching Study, Executive Summary (2025). لینک
  • CIPD. Coaching: buying services.
  • ICF Blog. Developing a Coaching Niche for Your Practice; Finding Your Coaching Niche; Identify Your Niche in Coaching.
  • Erickson International. Which Type of Coaching Niche Should I Choose? لینک
  • Co-Active Training Institute. Best Coaching Niches. لینک
  • Cambridge Dictionary. niche. لینک
  • فرارو. «اسامی ۱۴۴ روانشناس‌نما منتشر شد». لینک
  • انتخاب. گزارش فهرست‌های روانشناس‌نماها. لینک
  • حکاکی، حمید. وبینار «انتخاب نیچ برای کوچ‌ها بر اساس مدل CNF»، هفته‌ی کوچینگ ایران، اردیبهشت ۱۴۰۲.
  • حکاکی، حمید. «نیچ، رویکرد و ابزار»، دوره‌ی راه‌نامه‌ی کوچ‌بودن، ۱۴۰۵.
  • حکاکی، حمید. کتاب‌خوانی و گفت‌وفکر «برنامه‌ی بازاریابی یک‌صفحه‌ای»، شیفت‌کمپ ۴۰۳.
تاریخچه
  • نسخه‌ی ۰.۱ (مهر ۱۴۰۵): تعریف، دیدگاه شیفت و محتوای وبینار CNF.
  • نسخه‌ی ۰.۵ (۱۹ مهر ۱۴۰۵): نگاه منابع، کاربرد، مثال‌ها، خطاها و یادداشت اخلاقی.
  • نسخه‌ی ۱.۰ (۴ آبان ۱۴۰۵): بازنویسی کامل؛ مدل CNF نسخه‌ی ۴، کارگاه گام‌به‌گام، ماتریس انواع نیچ، پنج روایت از میدان. افزوده‌های نسخه‌ی ۴ مدل (پایه‌ی بازار، دروازه‌ی اخلاقیات، آزمون در میدان) در حال آزمون‌اند.

پدیدآورندگان

  • حمید حکاکی
    حمید حکاکی
[ ارسال پیام مستقیم به ما ]

ارسال پیام مستقیم به مدیریت

به‌روزرسانی در 1405٫08٫08
اشتراک در
وارد شدن
اطلاع از
لطفا به منظور نظر دادن وارد شوید
0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
فهرست مطالب
  • تعریف نیچ در کوچینگ
    • از معنای لغوی تا کاربرد حرفه‌ای
    • تعاریف نیچِ کوچینگ در منابع
    • شش مفهومی که باید از هم تمایز داشته باشند
    • دو نکته‌ی مهم درباره‌ی نیچِ کوچینگ
  • چرا انتخاب نیچ مهم است (انتخاب یا خلق)
    • یک سناریو
    • گستره‌ی نیچ: از عام تا خاص
  • دیدگاه شیفت
    • چرا در کوچینگ معمولا «نیچ» داریم نه «تخصص»؟
    • نیچ برای کسب‌وکار کوچینگ است، نه جلسه‌ی کوچینگ
    • نیچ کوچینگ و نیچ بازاریابی
    • مدل CNF در یک نگاه
    • نیچ و نقشه‌ی کار کوچ
  • نگاه منابع
  • روش اجرا
    • هفت گام تا نیچ
    • انواع نیچ: موضوع‌ها و مخاطب‌ها
      • موضوع‌ها: روی چه چیزی کار می‌کنیم؟
      • مخاطب‌ها: با چه کسی کار می‌کنیم؟
      • قاعده‌های استفاده از دو جدول
      • برچسب‌هایی که نیچ نیستند
  • ابزار: خودارزیابی شش منبع «من»
  • مثال‌ها
  • خطاهای رایج انتخاب نیچ
    • یادداشت اخلاقی
  • پرسش‌های باز
شیفت کمپ SHIFT.camp

دانش‌کده‌ی شیفت

[ حساب کاربری ]

  • حساب کاربری من
  • اشتراک‌های من
  • دیدگاه‌های من
  • نشان‌شده‌های من

[ دسترسی سریع ]

  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
  • درباره‌ی شیفت کمپ
  • خیریه‌ی تحول
  • تیم شیفت‌کمپ

تماس با ما

پشتیبانی شیفت کمپ شنبه تا پنج‌شنبه - پاسخگویی حداکثر تا ۲۴ ساعت کاری.

پیام در بلهپیام در تلگرام
نقل‌قول از مطالب عمومی سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.© 2026 SHIFT.camp · Design by Hamid Hakaki
لوگوی ای‌نماد شیفت کمپپرداخت امن زرین‌پال
Copyright 2026 © SHIFT.camp Design by Hamid hakaki
نقل قول از مطالب عمومی سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.
Shift.camp
  • ورود / عضویت
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
    • اصطلاح‌شناسی کوچینگ
    • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z
  • کمپ‌ها
    • رهایی
    • راه‌نامه‌ی کوچ بودن
    • برندسازی شخصی (آفلاین)
    • نقطه‌ی اصالت | A spot (آفلاین)
  • محصولات
  • درباره‌ی ما
    • درباره‌ی شیفت کمپ
    • تیم شیفت کمپ
    • درباره‌ی آی‌سان بنی‌هاشمی
    • درباره‌ی حمید حکاکی
    • خیریه‌ی شیفت
    • تماس با ما
wpDiscuz