واژه: Challenge
نوع واژه: noun [countable, uncountable] | اسم [قابلشمارش، غیرقابلشمارش]
نوع واژه: verb [transitive] | فعل [متعدی]
اسم (Noun): «Challenge» در بستر کوچینگ، به معنای یک مداخلهی آگاهانه از سوی کوچ است که با هدف تأمل مراجع بر دیدگاههای فعلی انجام میشود.فعل (Verb): «To Challenge»، به عملِ ارائهی آن مداخلهی تأملبرانگیز اشاره دارد. کوچ، باورها، پیشفرضها یا الگوهای مراجع را به «Challenge» میکشد تا به او در کاوش عمیقتر کمک کند.
در این نوشتار معادلهای واژهی Challenge در زبان فارسی بررسی میشود.
تعریف واژهی Challenge #
فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF-2025)
چالشها:
مداخلات تفکر-برانگیز که توسط کوچ برای برهم زدن الگوها، پیشفرضها یا روایتهای مراجع ارائه میشود.EN
Challenges:
Thought-provoking interventions offered by the coach to disrupt the client’s habitual patterns, assumptions, or narratives.
معادلهای فارسی واژهی Challenge #
۱- چالش #
این واژه، رایجترین و گویاترین معادل برای «Challenge» است. اگرچه «چالش» در فارسی عامیانه اغلب به معنای «مشکل» یا «سختی» به کار میرود، اما معنای اصلی آن (دعوت به مبارزه یا رقابت) و در ادبیات تخصصی کوچینگ دعوت به تأمل عمیق است.
۳- دیگر معادلها #
معانی غیرتخصصی واژهی Challenge:
دیکشنری آنلاین آبادیس ⮨
گردنکشی، طلب حق، دعوت بجنگ، رقابت کردن، بمبارزه طلبیدن، سرپیچی کردن
معانی دیگر: ستیزه جویی کردن، برمخیدن، به مبارزه طلبیدن، ستیزیدن، چالش کردن، عرض اندام کردن، نفس کش طلبیدن، هماورد جویی کردن، مورد پرسش و تردید قرار دادن، مخالفت کردن، حساب پس خواستن، ستیزگان، دعوت به جنگ تن به تن، هل من مبارز، عناد، کلنجار، فرمان دادن اسم شب، دستور دادن شناسایی (که پاسدار به عابر و غیره می دهد)، (پاسدار) فرمان ایست دادن، فرمان ایست، (حقوق) رد کردن عضو ژوری، (در انتخابات) صحت رای یا آرا را مورد پرسش و تردید قرار دادن، صلاحیت رای دادن کسی را مورد تردید قرار دادن، سرتافتن، متهم کردن
فرهنگ علوم انسانی | داریوش آشوری ⮨
۱- چالش؛ چالشگری؛ هماوردخواهی؛ ۲- حریفطلبی؛ اندیشهانگیزی؛ مسألهآفرینی؛ ۳- مشکلآفرینی؛ درگیری
منابع
- ICF Core Competencie, 2025
- دیکشنری آنلاین آبادیس: abadis.ir
- داریوش آشوری. (۱۳۹۲). فرهنگ علوم انسانی، ویراست سوم
- تلفظها از dictionary.cambridge.org
تاریخچه
- انتشار: ۱۴۰۴/۰۸/۰7

