Skip to content
Shift.campShift.camp
Shift.campShift.camp
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
    • اصطلاح‌شناسی کوچینگ
    • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z
  • کمپ‌ها
    • رهایی
    • راه‌نامه‌ی کوچ بودن
    • برندسازی شخصی (آفلاین)
    • نقطه‌ی اصالت | A spot (آفلاین)
  • محصولات
  • شیفت کست
  • درباره‌ی ما
    • درباره‌ی شیفت کمپ
    • تیم شیفت کمپ
    • درباره‌ی آی‌سان بنی‌هاشمی
    • درباره‌ی حمید حکاکی
    • کوچینگ چیست؟
    • تاریخچه کوچینگ
    • خیریه‌ی شیفت
    • تماس با ما
  • ورود
  • 0
    • سبد خرید شما خالی است.

      بازگشت به فروشگاه

  • 0
    سبد خرید

    سبد خرید شما خالی است.

    بازگشت به فروشگاه

واژه‌نامه‌ی کوچینگ

1
  • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z

اصطلاح‌شناسی کوچینگ

79
  • حرف A
    • Accountability | پاسخگویی
    • Agreement | توافق‌نامه
    • Analogy | قیاس
    • Autonomy | خودگردانی
  • حرف B
    • Belief | باور
    • Bias | سوگیری
    • Body Language | زبان بدن
  • حرف C
    • Challenge | چالش
    • Client | مُراجع
    • Client Systems | سیستم‌های مراجع
    • Coach | کوچ
    • Coach Supervisor | سوپروایزرِ کوچ
    • Coachee | کُوچی
    • Coaching | کوچینگ
    • Coaching Agreement | توافق‌نامه‌ی کوچینگ
    • Coaching Approach | رویکرد کوچینگ
    • Coaching Engagement | تعاملِ کوچینگ
    • Coaching Philosophy | فلسفه‌ی کوچینگ
    • Coaching Platform | پلتفرم کوچینگ
    • Coaching Provider | ارائه‌دهنده‌ی کوچینگ
    • Coaching Relationship | رابطه‌ی کوچینگ
    • Coaching Supervision | سوپرویژنِ کوچینگ
    • Code | آیین‌نامه
    • Code of Ethics | آیین‌نامه‌ی اخلاقیات
    • Conflict of Interest | تعارض منافع
    • Confidentiality | رازداری
    • Context | بستر
    • Core Competencies | شایستگی‌های اصلی
    • Culture | فرهنگ
  • حرف E
    • Empathy | همدلی
    • Energy Shifts | جابه‌جایی‌های انرژی
    • Environment | محیط
    • Equality | برابری
    • Ethics | اخلاقیات‌
    • Experience | تجربه
    • External Coach | کوچ خارج‌سازمان
  • حرف G
    • Grounded | باثبات
    • Group Coaching | کوچینگ گروهی
  • حرف H
    • Helping Professions | حرفه‌های یاری‌رسان
  • حرف I
    • ICF Assessor | ارزیاب ICF
    • ICF Certified | گواهی‌شده توسط/مورد تأیید ICF
    • ICF Credential | اعتبارنامه‌ی ICF
    • Identity | هویت
    • Insight | بینش
    • Intellectual Property | مالکیت فکری
    • Internal Coach | کوچ داخل‌سازمان
  • حرف K
    • Knowledge | دانش
  • حرف L
    • Legal | قانونی
  • حرف M
    • Manage One’s Emotions | مدیریت هیجانات خود
    • Measure of Success | معیار موفقیت
    • Mentor Coach | منتور کوچ
    • Metaphor | استعاره
  • حرف O
    • Observations | مشاهده‌گری / مشاهدات
  • حرف P
    • Partnering | مشارکت
    • Perception | ادراک
    • Powerful Questioning | پرسش‌گریِ پرتوان‌
    • Presence | حضور
    • Progress | پیش‌رفت
  • حرف R
    • Reflect | بازتاب دادن/بازتاب‌اندیشی کردن
    • Reflective Practice | رویه‌ی بازتاب‌اندیشانه
    • Reframing Perspective | بازچارچوب‌بندی دیدگاه
  • حرف S
    • Session | جلسه
    • Sponsor | حامی
    • Stakeholder | ذی‌نفع
    • Strong Client Emotion | هیجان قوی مراجع
    • Style | سَبْک
    • Success | موفقیت
    • Supervisee | سوپروایزی
    • Supervision | سوپرویژن
    • Supervisor | سوپروایزر
    • Support Professions | حرفه‌های حمایتی
    • Systemic Equality | برابری سیستمی
    • Systemic Oppression | ستم سیستمی
  • حرف T
    • Team Coaching | کوچینگ تیمی
    • Technology | فنّاوری
  • حرف V
    • Value | ارزش
  • حرف W
    • Well-Being | به-بودن
    • Without Attachment | بدون وابستگی
    • Worldview | جهان‌بینی
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی شیفت
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
  • اصطلاح‌شناسی کوچینگ
  • حرف R
  • Reflect | بازتاب دادن/بازتاب‌اندیشی کردن
مشاهده دسته‌ها

Reflect | بازتاب دادن/بازتاب‌اندیشی کردن


واژه: Reflect
نوع واژه:
Verb [Transitive, Intransitive] | فعل [متعدی، لازم]

واژه‌ی «Reflect» دارای دو معنای اصلی و متفاوت است که هر دو در کوچینگ کاربرد اساسی دارند.
۱- Reflect – مفهومی فیزیکی: در مفهوم انعکاس دادن؛ مانند آینه که تصویر را بازتاب می‌دهد.
۲-Reflect – مفهومی ذهنی: در مفهوم «اندیشیدن»، «تأمل کردن» یا «عمیقاً فکر کردن»؛ بازگرداندن ذهن بر روی یک تجربه یا موضوع.
در فرآیند کوچینگ، هر دو معنا به شکلی هنرمندانه به هم گره خورده‌اند. کوچ، همچون آینه، سخنان، احساسات و الگوهای مراجع را Reflect (معنای ۱) می‌دهد. این Reflect (معنای ۱)، به مراجع کمک می‌کند تا خود را واضح‌تر ببیند و در نتیجه، Reflect (معنای ۲) کند.

در این نوشتار معادل‌های واژه‌ی Reflect در زبان فارسی بررسی می‌شود.

تعریف‌ واژه‌ی Reflect #


↳ ارجاع: تعاریف واژه‌ی «Reflective Practice» را مشاهده کنید»

معادل‌های فارسی واژه‌ی Reflect #


۱- بازتاب دادن (معنای متعدی: حتماً به مفعول نیاز دارد) #

معادل «بازتاب دادن» به فرایند عینیِ فعل «Reflect»، یعنی «منعکس کردن» یا «آینه کردن» اشاره دارد.

مثال: «کوچ کلمات کلیدی مراجع را بازتاب داد.» (The coach reflected the client’s key words.)


۲- بازتاب‌اندیشی کردن (معنای لازم: به مفعول نیاز ندارد) #

معادل «بازتاب‌اندیشی کردن» به فرایند ذهنیِ فعل «Reflect»، یعنی «عمیقاً فکر کردن/تأمل کردن» اشاره دارد.

مثال: «کوچ از مراجع خواست تا بازتاب‌اندیشی کند.» (The coach asked the client to reflect.)


۳- تأمل کردن (معنای لازم: به مفعول نیاز ندارد) #

«تأمل کردن» معادل صحیحی برای واژه‌ی «Reflect» است. به دلیل انسجام مفاهیم بازتاب دادن و اندیشیدن بر روی بازتاب‌ها که با تأمل تنها متفاوت است و بازتاب بر روی رویه‌ای یا در رویه‌ای است،‌ «بازتاب اندیشی» معادل دقیق‌تری در ادبیات تخصصی کوچینگ برای این عبارت است.


۴- دیگر معادل‌ها #

دیگر معانی واژه‌ی Reflect:

دیکشنری آنلاین آبادیس ⮨

 بر گرداندن، تامل کردن، فکر کردن، معکوس کردن، منعکس کردن، باز تابیدن، بازتاب دادن یا یافتن
معانی دیگر: (نور یا گرما) بازتاب داشتن، پس تافتن، (صدا) پژواک داشتن، طنین افکندن، منعکس شدن یا کردن، باز رخشیدن، باز رخش کردن، پس تافت کردن، بازتاباندن، نشان دادن، آشکار کردن، نمایاندن، (معمولا با: on) اندیشیدن، تعمق کردن، تفکر کردن، غورکردن، منتج شدن به

ابهام‌زدایی واژه‌ی Reflect #


در ادبیات کوچینگ درک واژه‌های هم‌خانواده با Reflect بسیار ضروری است، چون کاربرد گسترده‌ای در ادبیات تخصیی کوچینگ دارد. در این بخش، معادل‌های این کلمات برای شفاف‌سازی کاربرد آن‌ها در متن‌های تخصصی (بر اساس رویکرد دانش‌کده‌ی کوچینگِ شیفت [ SHIFT CKH ]) مشخص می‌شود:

  • Reflect (فعل)
    بازتاب دادن (معنای متعدی: حتماً به مفعول نیاز دارد) عمل آینه کردن یا منعکس کردن کلمات، احساسات یا الگوهای مراجع. (مثال: کوچ سخنان مراجع را بازتاب داد.)
    بازتاب‌اندیشی کردن (معنای لازم: به مفعول نیاز ندارد) عمل تأمل کردن یا اندیشیدن عمیق در مورد یک موضوع. (مثال: مراجع سکوت کرد تا بازتاب‌اندیشی کند.)
  • Reflection (اسم)
    بازتاب / بازتابش: اسمِ عمل «بازتاب دادن» یا تصویر منعکس‌شده. (مثال: بازتاب دقیق کلمات مراجع، اهمیت دارد.)
    بازتاب‌اندیشی: اسمِ عمل «بازتاب‌اندیشی کردن»؛ فرآیند تأمل عمیق. (مثال: این موضوع نیاز به بازتاب‌اندیشی دارد.)
  • Reflective (صفت)
    بازتابی / بازتاب‌دهنده: صفت برای چیزی که عمل «بازتاب دادن» را انجام می‌دهد. (مثال: یک سطح بازتابی.)
    بازتاب‌گر / بازتاب‌اندیشانه / بازتاب‌گرانه: صفت برای فردی که «بازتاب‌اندیشی» می‌کند یا فرآیندی که مبتنی بر آن است. (مثال: یک کوچِ بازتاب‌گر؛ یک «رویه‌ی بازتاب‌گرانه».)
  • Reflectivity (اسم):
    بازتاب‌گری / بازتاب‌دهندگی: به کیفیت یا توانایی بازتابنده بودناشاره دارد. (مثال: بازتاب‌گری آینه؛ بازتاب‌گری ذهن کوچ.)
  • Reflective Practice (اسم ترکیبی)
  • رویه‌ی بازتاب‌اندیشانه: یک فرآیند فعال، آگاهانه و ساختاریافته که در آن، یک متخصص (مانند کوچ) به طور منظم تجربیات و اقدامات خود را بازبینی و تحلیل می‌کند.
  • Reflect-on-practice (اصطلاح)
    بازتاب‌اندیشی-بر-رویه: فرآیند اندیشیدن در مورد یک تجربه‌ی کاری پس از وقوع آن.
  • Reflection-in-practice (اصطلاح)
    بازتاب‌اندیشی-در-رویه: فرآیند خود-مشاهده‌گری و تنظیم عملکرد در حین انجام کار.

  • Reflexive (صفت)
    اِنعِکاسی: به عملی اشاره دارد که به خودِ فاعل بازمی‌گردد (مانند افعال انعکاسی در دستور زبان) یا یک واکنش خودکار و غیرارادی است (مانند رفلکس).
  • Reflexivity (اسم)
    انعکاس‌گری / بانعکاس‌مندی: مفهومی تخصصی؛ به فرآیندی اشاره دارد که در آن، خودِ عملِ مشاهده بر روی پدیده‌ی مورد مشاهده و همچنین بر روی خودِ مشاهده‌گر تأثیر می‌گذارد.

  • Feedback (اسم):
    بازخورد: اطلاعاتی درباره‌ی عملکرد گذشته که به یک فرد داده می‌شود.
  • Feedforward (اسم)
    پیش‌خورد: اطلاعات یا پیشنهاداتی درباره‌ی اقدامات آینده برای کمک به رشد فرد.
  • Review (فعل و اسم)
    بازبینی / بازنگری: فرآیند بررسی یا ارزیابی مجدد یک موضوع یا عملکرد، معمولاً با هدف ارزیابی کیفیت.
  • Reframe (فعل)
    چارچوب‌بندی مجدد: نگاه کردن یا ارائه دادن یک موقعیت یا ایده از یک دیدگاه جدید.
  • Revise (فعل)
    تجدید نظر کردن / بازنگری کردن: بررسی مجدد و ایجاد تغییرات یا اصلاحات در چیزی.
  • Re-evaluate (فعل)
    ارزیابی مجدد: سنجش و قضاوت مجدد در مورد ارزش یا اهمیت چیزی.

منابع
  • دیکشنری آنلاین آبادیس: abadis.ir
  • تلفظ‌ها از dictionary.cambridge.org
تاریخچه
  • انتشار: ۱۴۰۴/۰۸/۰۴

پدیدآورندگان

  • حمید حکاکی
    حمید حکاکی
  • آی‌سان بنی‌هاشمی
    آی‌سان بنی‌هاشمی
بازخورد سریع ...
[ ارسال پیام مستقیم به ما ]

ارسال پیام مستقیم به مدیریت

به‌روزرسانی در 1404٫09٫18
اشتراک در
وارد شدن
اطلاع از
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
فهرست مطالب
  • تعریف‌ واژه‌ی Reflect
  • معادل‌های فارسی واژه‌ی Reflect
    • ۱- بازتاب دادن (معنای متعدی: حتماً به مفعول نیاز دارد)
    • ۲- بازتاب‌اندیشی کردن (معنای لازم: به مفعول نیاز ندارد)
    • ۳- تأمل کردن (معنای لازم: به مفعول نیاز ندارد)
    • ۴- دیگر معادل‌ها
  • ابهام‌زدایی واژه‌ی Reflect

تماس با ما

پشتیبانی شیفت کمپ (پاسخگویی در تلگرام با توجه به شرایط فعلی امکان‌پذیر نیست.) 

تماس در تلگرام ارسال پیام در بله

حساب کاربری

  • حساب کاربری من
  • عضویت اشتراک
  • دیدگاه‌های من
  • نشان‌شده‌های من

دسترسی سریع

  • دانش‌کده‌ی کوچینگ شیفت کمپ
  • درباره شیفت کمپ
  • خیریه‌ی تحول
  • محصولات ، دوره‌ها و کمپ‌ها

لوگوی ای‌نماد شیفت کمپ

شیفت کمپ SHIFT.camp
دانش‌کده‌ی شیفت دانش‌کده‌ی کوچینگ دانش‌کده‌ی تحول
شیفت کست SHIFT cast
شیفت کمپ SHIFT.camp
دانش‌کده‌ی شیفت دانش‌کده‌ی کوچینگ دانش‌کده‌ی تحول
شیفت کست SHIFT cast
Copyright 2026 © SHIFT.camp Design by Hamid hakaki
نقل قول از مطالب عمومی سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.
  • منوی سایت
  • حساب کاربری
  • ورود
  • خانه
  • دانش‌کده‌ی کوچینگ
    • اصطلاح‌شناسی کوچینگ
    • واژه‌نامه‌ی کوچینگ | A-Z
  • کمپ‌ها
    • رهایی
    • راه‌نامه‌ی کوچ بودن
    • برندسازی شخصی (آفلاین)
    • نقطه‌ی اصالت | A spot (آفلاین)
  • محصولات
  • شیفت کست
  • درباره‌ی ما
    • درباره‌ی شیفت کمپ
    • تیم شیفت کمپ
    • درباره‌ی آی‌سان بنی‌هاشمی
    • درباره‌ی حمید حکاکی
    • کوچینگ چیست؟
    • تاریخچه کوچینگ
    • خیریه‌ی شیفت
    • تماس با ما
wpDiscuz