واژه: Conflict of Interest
نوع واژه: noun [countable] | اسم [قابلشمارش] (ترکیب اسمی)
«Conflict of Interest» به موقعیتی اطلاق میشود که در آن، منافع شخصی، مالی یا حرفهای یک فرد (مانند کوچ، منتور، سوپروایزر) با تعهد و مسئولیت حرفهای او در قبال مراجع یا سازمان در تعارض قرار میگیرد. این تعارض میتواند قضاوت، بیطرفی و عملکرد مبتنیبر اخلاقیاتحرفهای1 و اخلاقی2 فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
در این نوشتار معادلهای واژهی Conflict of Interest در زبان فارسی بررسی میشود.
تعریف واژهی Conflict of Interest #
فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF – 2024)
تعارض منافع:
موقعیتی که در آن یک متخصص ICF درگیر منافع متعددی میشود، به طوری که خدمت به یک منفعت میتواند علیه منفعت دیگری عمل کرده یا با دیگری در تعارض باشد. این [منافع] میتواند مالی، شخصی، ذاتی، حرفهای، یا یک تعارضِ ادراکشده با یک مراجع، مراجع بالقوه ، یا حامی مالی باشد.»EN
Conflict of Interest:
a situation in which an ICF professional is involved in multiple interests where serving one interest could work against or conflict with another. This could be financial, personal, intrinsic, professional, or a perceived conflict with a client, prospective client, or sponsor.
معادلهای فارسی واژهی Conflict of Interest #
۱- تعارض منافع #
«تعارض» به خوبی مفهوم تداخل، برخورد و مانع شدن منافع مختلف را نشان میدهد و در ادبیات حقوقی و رسمی ایران نیز رایجتر است. این واژه بر ظرافت موقعیتی که در آن منافع با هم تلاقی پیدا کرده، تأکید دارد. تعارض به این دلیل معادل دقیقتری است که ممکن است دو منفعت لزوما در تضاد با یکدیگر نباشند اما تعارضهایی (اختلافهایی) با هم داشته باشند.
۲- تضاد منافع #
این عبارت نیز معادل صحیحی است و به طور گستردهای به کار میرود. با این حال، «تضاد» بیشتر بر جنبهی تقابل کامل و ضدیت تأکید دارد، در حالی که «تعارض» مفهوم وسیعتری از تداخل را در بر میگیرد. گرچه این واژه کاملاً قابل فهم است، «تعارض منافع» از نظر فنی در ادبیات تخصصی کوچینگ واژهی دقیقتری است.

