واژه: Reflective Practice
نوع واژه: noun [uncountable] | اسم [غیرقابلشمارش] (ترکیب اسمی)
«Reflective Practice» به یک فرآیند فعال، آگاهانه و ساختاریافته اطلاق میشود که در آن، یک متخصص (مانند کوچ) به طور منظم بر تجربیات، اقدامات و فرآیندهای فکری خود،اندیشه، بازبینی و تحلیل میکند. این کار با هدف یادگیری، رشد، افزایش خودآگاهی و بهبود مستمر اثربخشی حرفهای انجام میشود.
در این نوشتار معادلهای واژهی Reflective Practice در زبان فارسی بررسی میشود.
تعریف واژهی Reflective Practice #
فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF-2015)
رویهی بازتاباندیشانه:
فرآیند خود-آزمایی و یادگیری از تجربیات خود برای بهبود مهارتها و اثربخشی کوچینگ.EN
Reflective Practice:
The process of self-examination and learning from one’s experiences to improve coaching skills and effectiveness.
شورای اروپایی کوچینگ و منتورینگ (EMCC – 2018)
رویهی بازتاباندیشانه:رویهی بازتاباندیشانه یک جزء کلیدی کوچینگ، منتورینگ و سوپرویژن است. سوپروایزرها، سوپروایزیها را تشویق میکنند بازتابِ-بر-رویه داشته باشند – یعنی به تمام جنبههای کار خود با مراجعان توجهی نقادانه داشته باشند. بازتابِ-در-رویه به ظرفیت سوپروایزی برای خود-مشاهدهگری در حین کار و تغییر موضعشان یا مداخلاتشان بر اساس آن، اشاره دارد. هر دو جنبهی رویهی بازتاباندیشانه، فرآیند یادگیری مستمر را تشویق میکنند.
EN
Reflective Practice:
Reflective practice is a key component of coaching, mentoring and supervision. Supervisors encourage supervisees to reflect-onpractice – that is to say, to pay critical attention to all aspects of their work with clients. Reflection-in-practice refers to the supervisee’s capacity to selfobserve as they work and to change their stance or their interventions accordingly. Both aspects of reflective practice encourage the process of continuous learning.
معادلهای فارسی واژهی Reflective Practice #
۱- رویهی بازتاباندیشانه #
رویهی بازتاباندیشانه، معادل بسیار دقیق و تخصصیای برای واژهی «Reflective Practice» است. واژهی «رویه» به بهترین شکل، مفهوم یک «شیوهی کاری مستمر»، «فرآیند نظاممند» و «عادتی حرفهای» که معال «Practice» است را منتقل میکند. «بازتاباندیشانه» نیز ترجمهی دقیقی برای صفت «Reflective» به معنای «بازتاب دادن فعالانهی افکار خود» است.
↳ ارجاع: «توضیحات واژهی «Reflect» را مشاهده کنید»
۲- عمل بازتاباندیشانه #
واژهی «عمل» یکی از معادلهای فارسی «Practice» است و به جنبهی «عملی» بودن (در مقابل تئوری) تأکید میکند، اما به شکل یک رویهی همیشگی آن را بیان نمیکند. در اینجا به دلیل اشاره به بک رویهی کلی به فرایند بازتاب، معادل «رویه» مناسبتر است.
۳- تمرین بازتاباندیشانه #
واژهی «تمرین» یکی از معادلهای فارسی «Practice» است، و بیشتر تداعی کنندهی «Exercise» است، در این مفهوم واژهی «Practice» چیزی فراتر از تمرین کردن است و به یک «رویهی حرفهای» مستمر اشاره دارد.
منابع
- ICF Core Competencie, 2025
- EMCC Competence Framework, Glossary V2, 2018
تاریخچه
- انتشار: ۱۴۰۴/۰۸/۰۴

